سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
بدان کس که تو را سخن آموخت به تندى سخن مگوى و با کسى که گفتارت را نیکو گرداند راه بلاغتگویى مپوى . [نهج البلاغه]
اصولگرا

اینجانب نصیحت متواضعانة برادرانه می‌کنم که آقایان محترم تحت تأثیر اینگونه شایعه‌سازیها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت نمایند. و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواه بقیة الله ـ روحی فداه‌ ـ یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکی از دو قطب قدرت به حکومت می‌رسد و محرومان جهان، که به اسلام و حکومت اسلامی رو]ی[ آورده و دل باخته‌اند، مأیوس می‌شوند و اسلام برای همیشه منزوی خواهد شد؛ و شماها روزی از کردار خود پشیمان می‌شوید که کار گذشته و دیگر پشیمانی سودی ندارد. و شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همة امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه‌ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان‌شاء‌الله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یکروزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوششها و فداکاریها ستمکاران سرکوب و منزوی می‌شوند. و اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامیهای منحرف، آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فرا گیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فانّا لله و انّا الیه راجعون.



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: شنبه 86/6/31::: ساعت 7:0 عصر

    دهم رمضان سالروز رحلت جانگداز حضرت خدیجه سلام الله علیها اولین بانوی مؤمن اسلام تسلیت باد


    اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاَْنْبِیاءِ، وَنَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاَْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَبلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَکِ بِما أَوْلاکِ اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْکِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ
    سلام بر تو اى مادر مؤمنان، سلام بر تو اى همسر سرور فرستادگان، سلام بر تو اى مادر فاطمه زهرا سرور بانوان دو جهان، سلام بر تو اى نخست بانوى مؤمن، سلام بر تو اى آنکه دارائیش را در راه پیروزى اسلام و یارى سرور انبیا هزینه کرد و دشمنان را از او دور ساخت، سلام بر تو اى آنکه بر او جبرئیل درود فرستاد، و سلام خداى بزرگ را به او ابلاغ کرد، این فضل الهى گوارایت باد و سلام و رحمت و برکاتش بر تو باد.




  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: جمعه 86/6/30::: ساعت 11:43 عصر

    ع

    وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی‌نماها که با انگیزه‌های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می‌کنند و وقت خود را وقف براندازی آن می‌نمایند و با مخالفان توطئه‌گر و بازیگران سیاسی کمک، و گاهی به طوری که نقل می‌شود با پولهای گزافی که از سرمایه‌داران بیخبر از خدا دریافت برای این مقصد می‌کنند کمکهای کلان می‌نمایند، آن است که شماها طرْفی از این غلط کاریها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید. بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده‌اید ـ و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسیدـ تا درِ توبه باز است از پیشگاه خداوند عذر بخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم‌صدا شوید و از جمهوری اسلامی که با فداکاریهای ملت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید. و اما به آن دسته که از روی بعض اشتباهات یا بعض خطاها، چه عمدی و چه غیر عمدی، که از اشخاص مختلف یا گروهها صادر شده و مخالف با احکام اسلام بوده است با اصل جمهوری اسلامی و حکومت آن مخالفت شدید می‌کنند و برای خدا در براندازی آن فعالیت می‌نمایند و با تصور خودشان این جمهوری از رژیم سلطنتی بدتر یا مثل آن است، با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روی انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق. و باز توجه نمایند که در انقلابهای دنیا هرج و مرجها و غلط‌رویها و فرصت‌طلبیها غیر قابل اجتناب است و شما اگر توجه نمایید و گرفتاریهای این جمهوری را در نظر بگیرید ـ از قبیل توطئه‌ها و تبلیغات دروغین و حملة مسلحانة خارج مرز و داخل، و نفوذ غیر قابل اجتناب گروههایی از مفسدان و مخالفان اسلام در تمام ارگانهای دولتی به قصد ناراضی کردن ملت از اسلام و حکومت اسلامی، و تازه کار بودن اکثر یا بسیاری از متصدیان  امور و پخش شایعات دروغین از کسانی که از استفاده‌های کلان غیر مشروع بازمانده یا استفاده آنان کم شده، و کمبود چشمگیر قضات شرع و گرفتاریهای اقتصادی کمرشکن و اشکالات عظیم در تصفیه و تهذیب متصدیان چند میلیونی، و کمبود مردمان صالح کاردان و متخصص و دهها گرفتاری دیگر، که تا انسان وارد گود نباشد از آنها بیخبر است ـ و از طرفی اشخاص غرضمند سلطنت‌طلب سرمایه‌دار هنگفت که با رباخواری و سودجویی و با اخراج ارز و گرانفروشی به حد سرسام‌آور و قاچاق و احتکار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاکت در فشار قرار داده و جامعه را به فساد می‌کشند، نزد شما آقایان به شکایت و فریبکاری آمده و گاهی هم برای باور آوردن و خود را مسلمان خالص نشان دادن به عنوان «سهم» مبلغی می‌دهند و اشک تمساح می‌ریزند و شما را عصبانی کرده به مخالفت برمی‌انگیزانند، که بسیاری از آنان با  استفاده‌های نامشروع، خون مردم را می‌مکند و اقتصاد کشور را به شکست می کشند.



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: چهارشنبه 86/6/28::: ساعت 7:0 عصر

         آنگاه که پیروزی دکتر احمدی نژاد را در انتخابات ریاست جمهوری نهم معجزه هزاره سوم نامیدم، برخی ساده لوحان جناح راست همپای چپ ها به آن خرده گرفتند. اینک با گذشت 2 سال که باطن این معجزه الهی بیشتر نمایان گردیده، حتی مغرضان به آن اعتراف دارند.

    درگذشته اشاره داشته ام که حضور دکتر احمدی نژاد در منصب ریاست جمهوری گروهها، چهره ها حزب ها و جناح های راست و چپ را «عریان تر از شمشیر کبری» به میدان آورد. امروز بار دیگر این «عریانی باطن» ها را تکرار می کنم. در حالی که عموم جامعه آن را عینی تر نظاره گرند.

    واقعیت آن است که رویدادهای 2 سال اخیر «عصر ظهور» را با علائم و مسائلش بیش از پیش مشخص می کنند. برجسته ترین نشانه ها «بدعت»ها یا «فتنه»های فرهنگی و سیاسی است که سردمداران دو جناح آن را برعهده گرفته اند. فتنه هایی که قدرت طلبی و تمامیت خواهی، مبنا، انگیزه و مقصد و مقصود آن است.

    الف- کتاب «به سوی سرنوشت»، «دگرگونی سرنوشت انقلاب اسلامی» را مدنظر دارد. گرچه مسأله «حذف شعار مرگ بر آمریکا» با موافقت حضرت امام(س)، خروش ملت را در پی داشت، اما مسائل بسیار بنیادی تر این کتاب مورد غفلت قرار گرفت. شاید هم به «تشخیص مجمع مصلحت طلبان» طرح آن ضرورت مسأله مورد بحث، ادعای تصمیم به «کناره گیری کامل توسط حضرت امام(س) در سال 1363» است! این مسأله طبق روال معمول نویسنده با «رهنمود او» کأن لم یکن شده است؟!

    شاید به همین جهات است که کتاب مذکور، مورد تأیید ملیجک دربار اصلاحات، کارگزار قیصر، و خیل عظیم معاندان و مخالفان اسلام و انقلاب اسلامی و حضرت امام و در رأس آنها «حسین مرعشی» رئیس حزب کارگزاران تغییر ایدئولوژی داده واقع شد!

    می گویم: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. آیا حضرت امام(س) که ولایت فقیه را ولایت رسول الله(ص) می دانست و تا آخرین لحظات عمر پربرکتش هیچ نشانی از «یأس یا ناتوانی در انجام این مسئولیت الهی در او دیده نشده» چگونه در سال 1363 چنین تصمیمی گرفته بود؟

    در سیره نظری و عملی حضرت خمینی (س) ولایت فقیه مبنای مشروعیت نظام اسلامی و قانون اساسی است، و «ولی فقیه» پذیرای مسئولیتی الهی در استمرار امامت است. پس چگونه با پیش آمدن یک حالت انزوا (به ادعای نویسنده) به آسانی حضرتش میل به عافیت جویی پیدا کرده و از بار آن شانه خالی می کند؟

    آیا بحران های عظیم سالهای پیش و بعد از 63، تا آخرین لحظه حیات مبارک حضرت امام (س) نمونه ای از چنین ادعاهایی را در خوددارد؟ آیا این ادعا حتی بنا بر دلیل عقلی و منطقی قابل پذیرش است؟

    آیا نویسنده در صدد آن است که نعوذ بالله حضرت خمینی (س) را به عنوان راهبری معرفی کند که قدرت تصمیم گیری و پایداری بر مبنای اندیشه ای اش به حمایت، پیشنهاد و رهنمود وی نیازمند بوده است؟ تبعات دیگر این ادعای غیرواقعی راه به کدام ناکجا آباد می برد؟ چه تضمینی برای بقای مبانی الهی اندیشه امام (س) و فرایند مبارک رهبری الهی او وجود دارد؟

    در اینجا 2 نکته مهم قابل بحث است:

    1- صدور اطلاعیه و موضع گیری نابجای مرکز نشر آثار امام نسبت به تحلیل دقیق و حقیقی اندیشه تابناک حضرت امام(س) توسط فقیه وارسته و فیلسوف عظیم الشأن حضرت آیت الله مصباح یزدی در دوره ننگین اصلاحات، در حالی انجام شد که هیچ ارتباط و صلاحیتی در آن وجود نداشت. اما امروز انتشار این مطالب غیرواقعی و البته «سرنوشت ساز» منسوب به امام(س)، مهر سکوت بر لب و عینک ندیدن بر چشم اعضای این مرکز زده است. این «تضاد» چگونه قابل هضم خواهد بود؟

    2- سردمداران، چهره ها و شاخص های جناح راست در بروز این علائم ظهور چه می گویند؟ داعیه دوستداری امام(س) در این طیف چه وقت و چگونه بروز می کند؟ ادعای وفاداری به مبانی و ارکان نظام اسلامی از سوی این طیف با چه شیوه و چه زمانی قابل ملاحظه می گردد؟

    ب- گرچه برخی معتقدند «محمد خاتمی» مهره سوخته و چهره افشا شده ای است، و نباید به گفته ها و اعمال او پرداخت، چرا که وی با نمایش های خود، در پی «حیات مجدد» است، اما در اشاره به «فتنه»های عصر ظهور نمیتوان «دیندار شدن» وی را در عین انجام عمل حرام اشاره نداشت. ماجرای سخنرانی «محمد خاتمی» در مراسم شب نیمه شعبان به همان اندازه خنده آور است که اصل برپایی این مراسم توسط اصلاح طلبان!!

    آیا اصلاح طلبی برانداز و دین سوز واقعاً مراسم جشن انتظار برگزار کرده اند؟ انتظار برای چه و برای چه کسی؟ برای حاکمیت لیبرال دمکراسی غرب؟ برای پیروزی حقوق بشر ملحدانه بر احکام شریعت؟ برای غلبه غرب زدگی بر گفتمان مهدی(عج) گرایانه؟

    در عین حال، این نمایشی که پس از ده سال فتنه اصلاح طلبی، نخستین تظاهر به دینداری این گروه است، از برکات حاکمیت گفتمان انتظارگرایانه دکتر احمدی نژاد است. بر خلاف دروغ بزرگ روزنامه «ضد اعتماد ملی» که محمد خاتمی را نخستین کسی معرفی می کند که موضوع مهدویت(عج) را در سازمان ملل مطرح کرد؟!! ملت ایران برای نخستین بار است که از اصلاح طلبان و شخص محمد خاتمی گرایشی به نام امام زمان(عج) و مسأله انتظار را مشاهده می کنند. البته چه کسی نمی داند که این تظاهر نازیبا یک راهکار سیاسی و تبلیغاتی صرف است؟! جالب است که چند روز پس از انتشار خبر این نمایش خنده آور در مطبوعات راست و چپ، یکباره خبر «حمله به محمد خاتمی» در آن مراسم منتشر می شود، که یعنی "مظلوم نمایی برای انتخابات"

    اصلاح طلبان مردم فریب ابداً به «شعور ملی» اعتنایی ندارند و «مردم را جز ابزار» قدرت طلبی نمی دانند و از «دروغ گویی هرچند با تأخیر» پروا و ابایی ندارند.

    جالب تر آنکه روزنامه های راست، از سخنان مذهبی یا انقلابی «محمد خاتمی» تیترهای چشم گیر همراه با عکس می سازند تا ...؟

    نکته دیگر آنکه اصلاح طلبان دین سوز پیروزی اسلامی گرایان ترکیه را با بغض و خشم و نفرت پذیرا شدند. آنها بارها از به حد نصاب نرسیدن آرای «عبدالله گل» شادمانی آمریکایی- صهیونیستی کردند. بنابراین «جشن انتظار» را برای کدام انتظار برپا کرده اند؟   

    د- سخن دیگر باز هم در همدلی های سیاسی راست و چپ است. به هرحال در «عصر ظهور» که علائم آن یک به یک شفاف و رسا و گویا خود می نمایانند، و «بدعت»ها و «فتنه»ها به خصوص درعرصه فکری- فرهنگی از دل مافیای قدرت و ثروت جامعه را هدف قرار می دهد، و «زر و زور و تزویر» با حربه های مختلف به میدان می آیند. تنها چاره «ابوذر»ها، تبعید است و دیگر هیچ؛ اما در دنیای مدرن و ابزارهای مختلف چه از نوع اصلاح طلبی برانداز بی نقاب و چه اصولگرایی با نقاب، محکومیت «ابوذر»ها به سکوت، «اقامت در ربذه نیست» چرا که «ربذه» مدرنیته بسیار کارسازتر، پنهان تر، زیباتر و مصلحتی تر است؟! منبع



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: چهارشنبه 86/6/28::: ساعت 10:49 صبح

    بسیج دانشجویی دانشگاههای سراسر کشور در بیانیه ای ضمن اعتراض شدید به هتاکی مصطفی تاج زاده عضو مشترک حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب به مرجعیت، رئیس جمهور و باورهای دینی مردم تأکید کرد: اهانت کنندگان به ساحت مرجعیت انقلابی و ساحت دین و مقدسات مذهبی که با تقلید کورکورانه نعل بالنعل از اربابان غربی خویش در جریان پروتستان لوتری صورت بگیرد هیچ جای پایی ندارند.

     متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

     به شهادت تاریخ پر افتخار ایران اسلامی، مرجعیت انقلابی شیعه همواره ملجا ستمدیدگان و در مقابله با ایادی استکبار و استبداد بوده است و همواره به عنوان مانعی اساسی در برابر خوی زیاده خواهی نظام سلطه عمل نموده است.

     از این رو سرسپردگان اجانب از هیچ فرصتی برای عقده گشایی و انتقام از ساحت این شجره طیبه کوتاهی نکرده اند.

     اخیراً نیز مطالبی منتسب به یکی از عناصر اصلی سازمانی که مشروعیت آن در قضیه مواضع یکی از اعضای این سازمان در سال 81 توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و با امضای استاد فقید اخلاق حضرت آیت الله مشکینی (ره) زیر سئوال رفت؛ منتشر شد که انتظار می‌رفت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حتی جبهه مشارکت از این مطالب موهن، سخیف و کینه توزانه آن عضو شورای مرکزی خویش تبری بجویند که این حرکت صورت نگرفته است.

     توهین به شخصیت مرجع انقلابی، آگاه به زمان و شجاع جهان تشیع حضرت آیت الله مکارم شیرازی به جرم حمایت جانانه ایشان از انقلاب اسلامی موجی از نفرت را در مین عاشقان اهل بیت و شیعیان جهان برانگیخته است. این اقدام نسنجیده در حالی صورت می‌پذیرد که ایشان این روزها در مقابل اهانت‌های وهابیون –خوارج دینی معاصر- به ساحت تشیع و حریم قدسی ائمه هدی (ع) ایستادگی شجاعانه ای را داشتند و اینک نیز آماج اهانت‌های خوارج سیاسی معاصر و افراطیون ورشکسته سیاسی واقع می‌شوند.

     این عمل که با استفاده از مغلطه ای آشکار صورت می‌گیرد؛ عمق کینه تاریخی استکبار جهانی را از بیداری مراجع همیشه در صحنه انقلابی تشیع نمایان می‌سازد و در صورت پیروی آگاهانه، خباثت درونی هتاکان مزدور را بیش از پیش آشکار می‌کند.   ادامه

     



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: دوشنبه 86/6/26::: ساعت 10:11 عصر

    وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده؛ و تحت تأثیر تبلیغات بی‌محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه‌داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه‌های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید، و به ملت اطمینان دهید تا سرمایه‌ها و فعالیتهای سازنده به کار افتند و دولت و کشور را به خود کفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند.
    و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیت می‌کنم که ثروتهای عادلانة خود را به کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است.
    و به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‌کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خان‌خانی در رنج و زحمت بوده‌اند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‌خانمان و یکی دارای آپارتمانها باشد.



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: دوشنبه 86/6/26::: ساعت 7:0 عصر

     به گزارش سپهر نیوز حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در اولین نماز جمعه ماه مبارک رمضان در اجتماع عظیم مردم موحد و انقلابی تهران در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف تأکید کردند: ملت هوشیار و آگاه ایران در پرتو ایمان و استقامت پروژه امریکایی تضعیف انقلاب اسلامی را به شکست کشانده و با ادامه همین راه پرافتخار به جایی خواهد رسید که هیچ قدرتی حتی جرأت تهدید این ملت را به ذهن خود راه ندهد.
    حضرت آیت الله خامنه‌ای در خطبه اول نماز جمعه ضمن توصیه همه مردم به رعایت تقوای الهی، از ماه مبارک رمضان به عنوان ماه فرصت های ارزشمند یاد کردند و افزودند: اگر از فرصت های این ماه با برکت به درستی استفاده شود ذخیره عظیم و ارزشمندی برای طول عمر انسان به دست خواهد آمد.
    ایشان ریاضتِ روزه داری، تلاوت همراه با تدبر قرآن، راز و نیاز با خداوند متعال، و دوری از گناهان را از فرصت های گرانقدر ماه مبارک رمضان برشمردند و خاطرنشان کردند: در این ماه بزرگ باید با استغفار حقیقی و توبه واقعی به ویژه در سحرها و شب ها دل ها را پاکیزه و از زنگارها پاک کرد تا آماده بهره برداری از برکات ماه رمضان شود.
    رهبر انقلاب اسلامی کشور ایران را یک جامعه معنوی و همراه با دعا، ابتهال و توسل خواندند و تأکید کردند: ارتباط معنوی ملت ایران با خداوند متعال، نتایج و تأثیرات شگرفی داشته که باید از ماه مبارک رمضان جهت افزایش بیش از پیش این ذخیره معنوی استفاده شود.
    ادامه



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: شنبه 86/6/24::: ساعت 1:26 عصر

     س

    یکی از اموری که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه با سرمایه‌داری ظالمانه و بی‌حساب و محروم کنندة توده‌های تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به طور جدی در کتاب و سنت محکوم می‌کند و مخالف عدالت اجتماعی می‌داند ـ گرچه بعض کج‌فهمان بی‌اطلاع از رژیم حکومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود کرده‌اند (و باز هم دست برنداشته‌اند)  که اسلام طرفدار بی مرز و حد سرمایه‌داری و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‌اند چهرة نورانی اسلام را پوشانیده و راه را برای مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمی چون رژیم سرمایه‌داری غرب مثل رژیم امریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‌شناسان واقعی با اسلام به معارضه برخاسته‌اند ـ و نه رژیمی مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم است که با مالکیت فردی مخالف و قائل به اشتراک می‌باشند با اختلاف زیادی که دوره‌های قدیم تاکنون حتی اشتراک در زن و همجنس بازی بوده و یک دیکتاتوری و استبداد کوبنده در برداشته.
    بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر بحق به آن عمل شود چرخهای اقتصاد سالم به راه می‌افتد و عدالت اجتماعی، که لازمة یک رژیم سالم است تحقق می‌یابد. در اینجا نیز یک دسته با کج فهمیها و بی‌اطلاعی از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مقابل دستة اول قرار گرفته و گاهی با تمسک به بعضی آیات یا جملات نهج البلاغه، اسلام را موافق با مکتبهای انحرافی مارکس و امثال او معرفی نموده‌اند و توجه به سایر آیات و فقرات نهج‌البلاغه ننموده وسر‌خود، به فهم قاصر خود، بپاخاسته و «مذهب اشتراکی» را تعقیب می‌کنند و از کفر و دیکتاتوری و اختناق کوبنده که ارزشهای انسانی را نادیده گرفته و یک حزب اقلیت با توده‌های انسانی مثل حیوانات عمل می‌کنند،‌ حمایت می‌کنند.



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: جمعه 86/6/23::: ساعت 7:0 عصر

      اندر کرامات شیخ و ندیمانش!

      محمدمهدی تهرانی

     گویند ابوسلمه بن عبدالرحمن در مسجد بصره حدیثی نقل می کرد از قول ابوهریره؛ که پیامبراکرم گفت:« شمس و قمر دو گاوند که در روز قیامت در آتش دوزخ می افکنندشان.» حسن بصری حاضر بود؛ پرسید: گناهشان چیست؟ ابوسلمه برفور گفت: من از رسول خدا حدیث می کنم!» حسن ساکت شد.

     پیر دیر لاجرم از میانه رخت بربست. پیر چشم و چراغ همه بود؛ هنوز هم هست. آنانی که موزه ها را برایش جارو می کردند خود به موزه تاریخ پیوستند. شهر بعد او رنگ به رخساره نداشت. پیر آینده نگر بود و جهاندیده. فکر فردا بود. روزهایی را می دید که به او نسبت هایی می دهند؛ حال آنکه با صریح کلامش در تضاد خواهد بود. قلم در دست وصیت نامه می نوشت:
    «... آنچه به من نسبت داده و یا می شود مورد تصدیق نیست، مگر آن که صدای من یا خط من و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان، یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»

     این روزها دفترچه خاطرات هاشمی رفسنجانی بحثی در انداخته که می شد روز اول و پایانش را یکی کرد. کمی تدبیر لازم بود که البته نبود. یقینا هاشمی جدای از انتقاداتی که این سال ها به او وارد است، جزو مبارزین دیرین انقلاب و یاران قدیم امام است. کسی که در صحنه های بسیار با امام و همراه او بوده. تمثیل چون او به ابوهریره ها اگر چه از این روی بی معناست؛ اما ادله مدافعانش کم از کلام ابوسلمه ها نیست.

     برهان و استدلال از سوی منتقدین بسیار بوده و هست. اما آنچه ابوسلمه های دربار گفتند، نه پاسخی شفاف به ادله منتقدین که بیانی آمیخته با مغالطه یا کلامی از سر تعصب بود. ندیمان شیخ باز هم در برابر نقد بی تاب شدند و بی آنکه بر صحت کلام طرف بنگرند، جامه چاک کردند که من از رسول خدا حدیث می کنم!!! و البته این منتقدان خیرخواه بودند که چکمه پوشان دفاع از شیخ بی نصیبشان نگذاشت؛ با همان نسبت های همیشگی که پیشتر سزاوار خودشان بود!

     جمعی بر آن شدند تا با ترسیم جایگاه شیخ در بدو انقلاب و نسبتش با امام از پاسخ به انتقادات شانه خالی کنند. اینان بدون آنکه اشاره ای به تناقضات موجود داشته باشند، با صغری و کبری های مفصل، وجهه ای خطاناپذیر و معصوم برای هاشمی ساختند و مخاطبانش را به باد تهمت و افترا گرفتند. در کلام اینان با علی در بدر بودن گواه صحت همه اعمال و افکار و بیانات است. و هر که بر بدریان بشورد مصداق آیات عذاب قرآن!!!

     جمع دیگر طریق مغالطه در پیش گرفتند و به جای نقد کلام نقد ناطق را برگزیدند. اینان نیز نظیر گروه نخست به جای اینکه پاسخی بر تناقضات عریض و طویل موجود بیابند، ناطقان را به باد نقد گرفتند که شما که هستید و نسبتتان با امام و انقلاب چگونه است و کجا متولد شدید و چند سال دارید و شماره شناسنامه و...!!! شگفت از این همه براهین که در دفاع شیخ عرضه می شود و ما انگشت در دهان که پاسخ چه باشد!

     البته بودند گروه دیگری که باز با همان نقطه مشترک با این پندار که به «اساسی ترین رکن نظام جمهوری اسلامی» لطمه وارد شده است شیون و فریاد بلند کردند. همانانی که آبروی نظام را آبروی خویش و حزب و باند خویش می پندارند و مملکت را ملک طلق بزرگانشان.

     شاید روزی بزمی بر پا شد و مجالی بود تا طلخک دست افشانی کند. آن روز او را خواهم گفت تا از دفاعیات ندیمان شیخ نیک بهره گیرد که مجلسیان از خنده تا سحر پیرهن پاره پاره کنند!   منبع



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: جمعه 86/6/23::: ساعت 3:28 عصر

    روحانی مجاهد، شیخ محمد خیابانی در سال ١٢۵۹ شمسی در خامنه در نزدیکی تبریز متولد شد. وی پس از فراگیری علوم مقدماتی، از محضر حضرات آیات سید ابوالحسن انگجی و میرزا عبدالعلی، فقه و اصول و هیئت و نجوم را آموخت و پس از مدتی به تدریس پرداخت.
    زندگی شیخ محمد خیابانی پس از پیروزی مشروطه در سال 1285 وارد مرحله تازه ای گردید و در جریان محاصره تبریز، در دفاع از شهر نقش مهمی ایفا کرد. در زمان خیابانی اوضاع جهان اسلام و بویژه ایران، بخاطر دخالت های بیگانگان از جمله روسیه، انگلیس و آلمان بسیار آشفته و تأسف انگیز بود.
    پس از خلع محمد علیشاه از سلطنت، خیابانی در سی سالگی به عنوان نماینده مردم تبریز راهی مجلس شورای ملی گردید. او با اولتیماتوم روسیه در مجلس دوم مخالفت کرد و همچنین با قرارداد استعماری وثوق الدله با دولت انگلستان (قرارداد 1919) نیز به مبارزه برخاست. خیـابــانی، از آنجا که حکومت مرکزی را ضعیف و وابسته می دید، ایجاد یک تحول اساسی در سیستم حکومت ایران و احیای آزادی را گام نخست برای خانه تکانی ایران و بیرون راندن اشغالگران خارجی می دانست. ولی برداشتن گام اول را از طریق مذاکره سیاسی امکان پذیر نمی شمرد و تنها راه را در قیام و مقاومت دلیرانه در برابر استبداد و دخالت خارجی می دانست. از این رو، بعد از قبول قرارداد 1919 از سوی دولت ایران، در تبریز دست به قیام زد.
    وی در جریان این قیام که از ١٧ فروردین ١۲۹۹ شمسی، آغاز شد، نهادهای دولتی تبریز را به تصرف خود درآورد و شهر را از دست دولتیان خارج ساخت. قیام پیروزمندانه مردم تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی، بیش از پنج ماه ادامه داشت، اما به دلیل خیانت کسانی که قول همکاری داده بودند، کم بودن نیروها و حضور قزاقخانه در کنار شهر تبریز و همکاری آن ها با حکومت مرکزی، این قیام به شکست منجر شد. سرانجام با ورود نیروهای دولتی، قزاقان به فرمان مخبرالسطنه فرستاده ویژه مشیرالدوله، صدر اعظم وقت، شیخ محمد خیابانی را در 21 شهریورر 1299 برابر با 29 ذی الحجه 1338 ق در چهل سالگی به شهادت رساندند و او را در گورستان سید حمزه تبریز به خاک سپردند. بعدها، آن گورستان به مدرسه تبدیل شد و پس از ویرانی مدرسه، مقبره خیابانی هم از بین رفت.    منبع



  • کلمات کلیدی :
  • محمد حق جو ::: پنج شنبه 86/6/22::: ساعت 11:11 صبح

       1   2   3      >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 2
    بازدید دیروز: 318
    کل بازدید :925137

    >> درباره خودم <<

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    اصولگرا

    >>لینک دوستان<<

    >>لوگوی دوستان<<














    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<