اللهمّ کن لولیّک الحجّة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتّی تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلا

خرداد 87 - اصول گرا
  • پست الکترونيک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  •    1   2      >






    نه امام(ره) را شناختند نه مصباح را


     عبدالله چيني‌چيان


     اخيراً آقاي محتشمي طبق معمول سنوات گذشته، فرصت را براي هتاکي به آية‌الله مصباح يزدي مناسب ديده و سخناني ايراد نموده است که انصافاً حتي بهايي براي پاسخ‌گويي ندارد! چرا که نه نقد است و نه تحليل و نه نظريه! بلکه فقط هتاکي است و اساساً هتاکي پاسخي ندارد. اما چون گاهي در هتاکي از دين مبين اسلام، تاريخ زندگي معصومين (ع)، امام راحل (ره) و انقلاب اسلامي هزينه مي‌شود، درد دردمندان، جانسوز‌تر مي‌شود؛ به ويژه در اين ايّام به سيدة‌النساء العالمين عليهاالسلام تأسي مي‌نمايند که پس از غصب ولايت و فدک به بهانه‌ي «مردم سالاري» توسط شيفتگان حکومت و بندگان قدرت، به مسجد رفتند و فرمودند: «...چه کنم که دلي پُر خون دارم. از اين رو باز داشتن زبان شکايت از طاقتم بيرون است! اندوهي که در سينه‌ام موج مي‌زند، بيرون ريختم، تا با شما اتمام حجّت کنم و عذري براي کسي باقي نماند».


     بيان اين‌گونه مطالب بغض‌آلود از ايشان دور از ذهن و انتظار نيست. از قديم گفته‌اند کسي که براي مطرح کردن خود، از خودش چيزي ندارد، يا خود را به يک بزرگي مي‌چسباند و يا به يک بزرگي حمله مي‌کند، تا از ناحيه آن بزرگ مطرح شود! البته آدم‌هاي زرنگ هر دو کار را مي‌کنند، هم خود را به يک بزرگي مثل امام(ره) مي‌چسبانند و هم به بزرگان ديگر حمله مي‌کنند، تا شايد بيشتر مطرح شوند و عقلا نيز خود را به الله اکبر و خداوند متعال و آن چه او بزرگ دانسته، چون رسول اعظم (ص)، اهل بيت عصمت و طهارت (ع)، قرآن‌ کريم، اسلام، ولايت، شريعت، و تقوا مي‌چسبانند و اصلاً جز آنها را هم بزرگ نمي‌دانند و با شرک و کفر و معصيت و بي‌تقوايي دشمني مي‌کنند.


     چقدر دردناک است که شاهديم اين روزها (بيشتر از گذشته) امثال آقاي محتشمي براي رنگ و جلا بخشيدن به مواضع خود، از امام(ره) خرج مي‌کنند و حوادث صدر اسلام را يادآور مي‌شوند! چنانچه گويا در زمان امام(ره) هيچ کسي جز آنان و امام در اين مملکت وجود نداشته و سخنان امام را نشنيده‌ است و راه و رسم او را نشناخته است(؟!) و دردناک‌تر آن که با خرج کردن از تاريخ صدر اسلام -به ويژه معصومين عليهم‌السلام- آن وقايع را نيز تحريف مي‌کنند! به راستي اين «صحابه» چه اهدافي را دنبال مي‌کنند؟!


     خوب است که آقاي محتشمي و هم سنگرانش (ايشان در آن مقام نيستند که بگويم محتشميون، چرا که خودشان دنباله‌رو هستند) بدانند که مردم مسلمان ما نه غديرخم را فراموش کرده‌اند و نه سقيفه را، همچنان که نه دوران بيماري امام و جلسات پياپي براي انتخاب رهبر بعدي را فراموش کرده‌اند و نه وقايع پس از رحلت امام را.


     مردم ما، خوب به ياد دارند که پيامبر اعظم (ص) در بستر احتضار فرمودند قلم و کاغذ بياوريد تا بنويسم و آن که بر بسترش مي‌گريست، ولي اهداف ديگري در سر داشت و منتظر بود، گفت تب دارد و هذيان مي‌گويد! هم چنان که به ياد دارند وقتي حضرت امام در بستر بود، عده‌اي مي‌گفتند که ديگر پير و سالخورده شده است و مگر يک انسان تا چند سالگي مي‌تواند رهبري کند؟ در ضمن نامه‌هاي منتظري به امام(ره) را هم به ياد دارند و به خوبي مي‌دانند که چه کساني خون به دل امام کردند و در زمان امام و پس از او نيز جلسات آشکار و مخفي خود با منتظري را ادامه دادند!


     خوب است آقاي محتشمي هم معارف اسلامي و تاريخ اسلام را بيشتر مطالعه نمايد و هم انقلاب و اين مردم را بيشتر بشناسد. تاريخ اسلام در خاطر اين مردم به خوبي نقش بسته است و با آن زندگي مي‌کنند. به ياد دارند که پيامبر اکرم (ص) صحابه و شاگرداني چون طلحه و زبير هم داشت. شمشير زبير بارها دل پيامبر را شاد کرد. طلحه و زبير حتي به سرعت برخي از مدعيان ياري و شاگردي امام به محض رحلت ايشان، از ولايت رو برنگرداندند و در ماجراي سقيفه نيز در کنار ولايت قرار گرفتند و در زمان خانه‌نشيني امير مؤمنان نيز فعاليت سياسي گسترده‌اي براي حکومت و زعامت ايشان داشتند (تلاشي که بسياري از امروزي‌ها نکردند)، اما پس از حکومت حضرت امير(ع)، فوراً سهم خواستند و چون مقام ولايت سهم مخصوصي به آنها نداد، رو برگرداندند و جنگ جمل را به راه انداختند. جنگ با ولايت و خودي‌ها! عمده اشکال اصحاب سقيفه و زُبيريون به حضرت علي عليه‌السلام اين بود که ياران قديم پيامبر را آن گونه که انتظار داشتند، به بازي نمي گيرد و سهم ويژه‌اي به آنها نمي‌دهد! و مي‌گفتند امثال مالک اشتر و ابوذر کسي نبودند. چرا بايد يک زارع استاندار شود و ما به حاشيه رويم؟!


     از ميان همه بيانات جناب محتشمي، يک جمله درست بود و آن اشاره به رمز و رازهاي همزماني نوزدهمين سالگرد رحلت امام(ره) با شهادت حضرت فاطمة‌الزهراء عليهاالسلام بود.


     کاش ايشان دقت بيشتري به «مردم سالاري» مورد نظرشان بکنند که يکي از همين رمز و رازهاست. لذا به پاره‌اي از سخنان خليفه اول (ابوبکر) در پاسخ به فاطمه زهراء عليهاالسلام اشاره مي‌کنم که اگر تا کنون مطالعه نکرده‌اند و يا شرايط و هواي نفس موجب نسيانشان شده است، ياد آوردي شود:


     - در توجيه غصب ولايت گفت: «اينک اين مسلمانان حَکَم ميان من و تو. اين قلّاده‌اي که به گردن آويخته‌ام، آنان به گردنم انداخته‌اند»!


     -  در توجيه غصب فدک گفت: «...من اين کار را به اتفاق تمامي مسلمانان به انجام رساندم و در اين کار يک تنه وارد نشدم و بر رأي خود مستبدّانه عمل ننمودم! ...و آن چه تصرّف نموده‌ام به اتفاق ايشان بوده است».


     يعني با تکيه به «مردم سالاري غير ديني» هم ولايت را غصب کردم و هم فدک را و چون رأي مردم بوده است، آن را داراي مقبوليت و مشروعيت مي‌دانم!


     و پاسخ دخت پيامبر (ص) به ادعاي اين نوع از مردم سالاري اين آيه از قرآن بود که:‌ «أفلا يَتَدَبَّرونَ الْقرآنَ اَم علي قُلُوبٍ أَقْفالُها - آيا در قرآن نمي‌انديشند يا بر قلب‌هايشان قفل زده شده است (تا حرف حق به آنها راه نيابد). يعني آن چه از مردم‌سالاري از ديدگاه سقيفه‌اي بيان نمودي، خلاف قرآن است و ناشي از هواي نفس است.


     خلاصه اينکه مردم نه فدک را که پشتوانه‌ي مالي ولايت بود، فراموش کرده اند و نه قيل و قال و جنجال و جوّسازي مطبوعات زنجيره‌اي پس از دوم خرداد، مبني بر اين که چرا بايد ارتش، سپاه، صدا و سيما و بنياد مستضعفان انتصابي باشد.


     مردم مسلمان و پيرو امام و در خط رهبري، هم تکيه امام به مردم را به خاطر دارند و هم سخن امام پس از جنجال بني صدر را که زياد دم از «من» و «مردم» مي‌زد و مدعي بود که «مردم همه با من هستند» و امام فرمود اگر همه مردم يک طرف باشند و من يک طرف، به راه خودم ادامه مي‌دهم»! و تأکيد نمود که مردم به خاطر اسلام با شما هستند و اگر امر واقع شود بين انتخاب من و اسلام، کدام مسلماني من را انتخاب مي کند و اگر امر واقع شود بين شما «بني صدريون» و رسول‌الله، کدام مسلماني شما را انتخاب مي‌کنند.


     به اين مي‌گويند مردم سالاري ديني، که درک آن بر بسياري مشکل و قبول آن بر بسياري ديگر سخت است. شايد آقاي محتشمي به رغم سلک روحاني و نسبت ساداتي فراموش کرده‌اند که در زمان امام حسن مجتبي عليه‌السلام اکثريت با معاويه بودند و در کربلا، اکثريت با يزيد بودند و به رأي اکثريت، يعني 30 هزار نفر در مقابل 72 نفر، سر امام حسين (ع) را بريدند! به اين هم مي‌گويند مردم سالاري صرف يا همان مردم سالاري غير ديني. در هر حال لازم است که ايشان و امثالهم بدانند که دوره‌هاي مادرسالاري - پدر سالاري - قدرت سالاري - مردم سالاري و...، رو به اضمحلال است و زمينه براي خداسالاري - ولايت سالاري و امام زمان(ع) سالاري مساعد مي‌شود. نکند حتي اين قدر هم نمي‌دانند که نه تنها به هنگام ظهور بسياري از مردم دنيا (اکثريت) مسلمان نيستند، بلکه حتي بسياري از علماي به اصطلاح مردم سالار، ايشان را مورد سؤال قرار مي‌دهند که آيا مجوزي بر مشروعيت اعمال خود داري؟! اما چه مي‌شود کرد که الحمد لله آنجا ديگر خبري از اکثريت مردم سالار (به زعم آقايان) نيست و هيچ‌گونه رأي گيري به عمل نمي‌آيد!


     اما در خصوص ادعاي ايشان مبني بر «مورد قبول نبودن آية‌الله مصباح از ناحيه امام(ره) و يکي دانستن [به قول ايشان] مصباحيون، طالبان و جاهلان صدر اسلام، فقط يک جمله اظهرُ مِنَ الشمس مي‌گويم که بيش از اين هم ارزش پاسخ ندارد که ظاهراً ايشان نه امام را شناخته است و نه مباحث آية‌الله مصباح يزدي را و نه طالبان را و نه جاهلان صدر اسلام را!


     جناب محتشمي آن قدر هيجان زده‌ي جوّسازي‌هاي خود و ديگران هستند که فراموش کرده‌اند اين شوراي نگهبان و نظارت استصوابي در زمان امام وضع شده است و ايشان اين فقها را نصب نمودند و بارها بر ضرورت تداوم آن تأکيد نمودند و بر مخالفان آن تاختند.


     اي کاش در کنار سياسي‌کاري، فرصتي هم براي ادامه مطالعات حوزوي و يا دست‌کم تاريخي قرار مي‌داديد. يا اگر عشق به حکومت و سياست مجال نمي‌دهد، حال که گمان داريد فقط خودتان امام و انقلاب را ديده و شناخته‌ايد «مِن دونِ النّاس» نه ديگر مردم، لااقل وصيت‌نامه امام(ره) را چند بار با دقت مطالعه مي کرديد تا دوست و دشمن را بشناسيد و نگران امريکا، انگليس، اسرائيل، ستون پنجم و... ضرورت وحدت هم باشند.


     در هر حال ايشان بدانند که مردم هم تاريخ صدر اسلام را مي‌دانند و هم ماجراهاي منتظري، سيد مهدي هاشمي معدوم و ترورهايش را. هم همراهي با مردم‌سالاري‌هاي بني‌صدريسم که منجر به شهادت آيت‌الله بهشتي، باهنر و رجايي شد را به ياد دارند و هم گروه فرقان و قرائت جديد از قرآن و ترور مطهري را از ياد نبرده‌اند. همچنين وجه المصالحه قرار دادن جنگ براي قدرت سياسي و جناحي و جرياني را که خون به دل امام کرد، فراموش نکرده‌اند!


     ايشان مدعي شدند که امضاي آيت الله مصباح يزدي پاي هيچ يک از بيانيه هاي آن زمان نيست؟! انصافاً امضاي ايشان بيشتر است يا آقاي محتشمي؟! مضافاً بر اين چون علاقه اي به تاريخ صدر اسلام نشان دادند و تعجب کردند از اينکه تاريخ پس از 1400 سال تکرار مي شود، ياد آور مي شوم که پاي بيانيه غديرخم حضرت رسول اکرم(ص) را خيلي ها امضا کردند و اولين امضا کنندگان همان اولين غاصبين بودند و حتي تاريخ نشان مي دهدکه بسياري از مريدان شيطان هم از آن سنگ ها بالا رفتند و بيعت کردند و تبريک گفتند. مهم امضا کردن نيست، بلکه مهم پاي امضا ايستادن و در خط ولايت باقي ماندن است و به همين خاطر بر دعاي ختم به خيري اين همه سفارش شده است!


     اي کاش اقاي محتشمي عملکرد خود را هم مروري کند. معمار انقلاب، امام خميني (ره)، 10 سال رهبري و زعامت انقلاب را بر عهده داشت و اکنون بيش از 19 سال است که از رحلت ايشان مي گذرد و انقلاب اسلامي فراز و نشيب ها بسياري را طي کرده و خطرات مهلکي را پشت سر گذاشته است، به راستي ايشان که اينهمه بر صحابگي خود تکيه مي کنند، بفرمايند که در اين 19 سال چه تاجي بر سر مسلمين زده اند؟! از سخنراني ها و بيانيه هاي امضا شده ايشان رنگ و بوي حزب بازي، خط بازي، جو سازي، اهانت و هتاکي آشکارتر است يا تحقيقات علمي، موعظه مردم، شناساندن اسلام راستين، مخالفت با دشمنان داخلي و خارجي انقلاب اسلامي؟!


     تاريخ انقلاب با تاريخ صدر اسلام يک تفاوت اساسي هم دارد و آن اين که مردم ديگر فريب «مردم سالاري غير ديني» را نخوردند و همين جواناني که امام از آنها ياد کرد و شما در جذبشان مي‌کوشيد، اجازه ندادند تا به بهانه‌ي شورا و حمايت عده معدودي غوغاسالار به نام مردم، سقيفه‌ي ديگري بر پا شود و محکم پاي ولايت ايستاده‌اند.



    محمد حق جو ::: دوشنبه 20/3/1387::: ساعت 2:19 عصر

    در پاسخ به هتاکي محتشمي پوررحيميان: امام به آيت الله مصباح اطمينان کامل داشت
    سرويس سياسي-
    در شرايطي که علي اکبر محتشمي پور به بهانه سخنراني در مراسم سالگرد ارتحال امام خميني با حمله به آيت الله مصباح يزدي وي را متهم به ضديت با امام کرد حجت الاسلام رحيميان عضو باسابقه دفتر امام ضمن رد اين اتهام تاکيد کرد امام به آقاي مصباح يزدي اطمينان کامل داشت.
    محتشمي پور در خبري که اخيراً سايت وابسته به اصلاح طلبان اصفهان از وي منتشر کرده است در سخناني در حسينيه اعظم اصفهان ضمن حملات مکرر به آيت الله مصباح يزدي در يک هتاکي بي سابقه از تفکرات اين عالم ديني به فرقه مصباحيه ياد و ادعا کرد اين فرقه هيچ فرقي با طالبان و جاهلان صدر اسلام ندارد!
    محتشمي پور که هر از چندگاهي شخصيت آيت الله مصباح را هدف هتاکي هاي خود قرار مي دهد، با ابراز خشم از موسسه آموزشي-پژوهشي که تحت مديريت آيت الله مصباح اداره مي شود و تحريف ديدگاههاي وي ادعا کرد: «فردي مطرح مي کند که اين جمهوريت که امام از آن دم مي زند، براساس مقتضيات قبل از انقلاب مطرح شده است وگرنه راي مردم ملاک نيست و در اسلام جمهوري نداريم، يعني اين آقا که در راس فرقه مصباحيه قرار گرفته است، به دنبال ريشه کن کردن افکار امام است. متاسفانه امروز افرادي که مسائل اوليه اسلام را درک نکرده اند، ايدئولوگ يک جريان تندرو شده اند و هيچ تفاوتي بين فرقه مصباحيه و طالبان و جاهلان صدراسلام وجود ندارد و افرادي که هيچ اهميتي براي مردم، ملت ايران و جواناني که به عنوان يک رکن از ارکان انقلاب براي امام مطرح بودند، قائل نيستند، از افکار امام پيروي نمي کنند.»
    ادعاي مزبور در حالي عليه آيت الله مصباح ابراز مي شود که موسسه تحت مديريت وي در قم به عنوان يکي از کانون هاي اصلي تربيت طلاب فاضل و مدافع خط مبارک حضرت امام(ره) براي پاسخ به شبهات روز فعاليت مي کند و بر همين اساس، استقبال گسترده اي از دانش آموختگان اين موسسه در محافل علمي و دانشگاهي مي شود.
    به نظر مي رسد فحاشي هاي مکرر مدعيان اصلاح طلبي به آيت الله مصباح يزدي بيشتر ناشي از ضعف بنيه علمي آنها و ناتواني از پاسخگويي به مباحث چالشي و عالمانه آيت الله مصباح است که همين مباحث عالمانه ايشان بي اساس بودن جريان مدعي اصلاح طلبي را در سال هاي گذشته بر همگان آشکار ساخت. از سويي علماء بزرگي مانند علامه طباطبايي و رهبرمعظم انقلاب جملات کم نظيري درخصوص آيت الله مصباح مطرح کرده اند.
    رهبرانقلاب درباره ايشان مي فرمايند: «بنده نزديک به چهل سال است که جناب آقاي مصباح را مي شناسم و به ايشان به عنوان يک فقيه، فيلسوف، متفکر و صاحب نظر در مسائل اساسي اسلام ارادت دارم. اگر خداي متعال به نسل کنوني ما اين توفيق را نداد که از شخصيت هايي مانند علامه طباطبايي و شهيد مطهري استفاده کند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم القدر (آيت الله مصباح) خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر کرده است».
    از سوي ديگر متهم کردن آيت الله مصباح يزدي به عدم پيروي از امام راحل در حالي مطرح مي شود که يک عضو با سابقه دفتر امام در گفت وگويي با رد اتهامات مذکور تأکيد کرد: امام خميني به آقاي مصباح يزدي اطمينان کامل داشت.
    حجت الاسلام محمد حسن رحيميان عضو دفتر امام (ره) که از نجف تا آخرين لحظات حيات مبارک امام راحل به اين عضويت مفتخر بوده در گفت وگو با رجانيوز با اشاره به حساسيت و تحفظ فوق العاده امام(ره) در خصوص پرداخت وجوهات به مراکز علمي و فرهنگي تأکيد کرد: «تا آنجا که به ياد دارم، مؤسسه تحت مديريت آيت الله مصباح تنها موردي بود که امام علاوه بر شهريه عمومي که براي طلاب پرداخت مي شد، هزينه و بودجه مؤسسه را هر ماه طي صدور چکي به نام آقاي مصباح پرداخت مي کردند که اين مطلب حکايت از اطمينان کامل امام به عملکرد علمي و سيستم آموزشي آقاي مصباح داشت. نسل انقلاب هيچگاه مناظرات آقاي مصباح با سران و انديشمندان کمونيست و مارکسيست و تفوق و قدرت علمي ايشان را که اوايل پيروزي انقلاب از سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شد، فراموش نخواهد کرد. تبحر و تسلط کم نظير آيت الله مصباح در تمام معارف و علوم اسلامي از ايشان شخصيتي ساخته که رهبر انقلاب، ايشان را پرکننده جاي خالي علامه طباطبايي و شهيد مطهري دانستند. عمده آثار و کتابهاي علمي آقاي مصباح تبيين ناب اسلام ناب و تفکر امام است، به گونه اي که مباحثي از قبيل حکومت اسلامي و ولايت فقيه در آثار ايشان درخشش خاصي دارد و اين از عجايب روزگار ما است که شخصيتي را که در عمده آثارش اصول خط امام از قبيل عدم جدايي دين از سياست و ولايت فقيه موج مي زند، متهم به ارتباط با جريان منحرفي مي کنند که نماد جدايي دين از سياست است.»
    گفتني است محتشمي پور چندي قبل نيز تلاش کرد با تحريف نظر صريح حضرت امام(ره) درباره گروهک نهضت آزادي، اين گروه را تطهير کند که خوشبختانه نظر مکتوب حضرت امام درباره عدم صلاحيت نهضت آزادي و وابستگي آن به آمريکا، تلاش محتشمي پور و دوستان هم حزبي او را نقش بر آب کرد. نگاهي به موارد تحريف نظرات امام(ره) از سوي محتشمي پور و ساير مدعيان اصلاحات به وضوح نشان مي دهد که اين جريان استحاله شده بيشترين تلاش خود را روي ترويج سکولاريسم و جدايي دين از سياست متمرکز کرده اند و عصبانيت آنها از دانشمنداني نظير آيت الله مصباح يزدي به خاطر مخالفت عالمانه و افشاگرانه ايشان عليه گروههاي منحرفي مانند انجمن حجتيه و نهضت آزادي و مخصوصاً مباحث مستند آيت الله مصباح عليه جريانات آمريکايي هم پيمان مدعيان اصلاحات است.
       منبع



    محمد حق جو ::: يکشنبه 19/3/1387::: ساعت 9:15 عصر


    www.leader.ir


    مراسم، نوزدهمين سالگرد رحلت امام خميني (ره)

    راز ماندگاري انقلاب اسلامي ايران و گسترش روزافزون آن در منطقه و جهان

     

    ملت قدر شناس ايران امروز مراسم، نوزدهمين سالگرد رحلت امام خميني (ره) را

    به عرصه تجلي وفاداري ملي به آرمان هاي امام و انقلاب تبديل کرد
    حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجتماع عظيم و پرشور مردم در حرم مطهر امام خميني تأکيد کردند: انقلاب اسلامي، به فرموده امام راحل عظيم الشأن متعلق به همه قشرها و نسل هاي حال و آينده ايران است و اين ملت بزرگ، اين امانت سنگين الهي را در پرتو عمل به وصيتنامه راهگشاي امام خميني، حفظ «شعارها، جهت گيري ها، ارزش ها و مباني» انقلاب و در سايه پيشرفت و نوآوري و تعالي، حفاظت خواهد کرد.


    محمد حق جو ::: چهارشنبه 15/3/1387::: ساعت 10:36 عصر










      پاسداشت بيستمين سال رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي
    خورشيد در حجاب معاصرت


     گروه سياسي: آنها که از نزديک دستي بر آتش تاريخ دارند، از يک بيماري شايع به نام «حجاب معاصرت» در ميان راويان و تحليل گران تاريخ سخن مي گويند. چه بسيار تاريخ دانان و تاريخ نويساني که در پرده و حجاب معاصرت، از ضبط و تحليل مهمترين وقايع تاريخي هم عصر خود غفلت ورزيده اند اما رنج ها و مشقت هاي طاقت فرسايي را براي ضبط و روايت برهه هايي دور از يک دوره تاريخي را متحمل شده اند که از ارزش و اعتبار چنداني برخوردار نبوده است.


     اين بيماري، در عصر حاضر به تجربه در آمده و نه تنها گريبان اهل تاريخ، که اهل سياست، فرهنگ، هنر، دانشگاهها، حوزه هاي علميه، عالمان ديني، رجال مذهبي واصحاب رسانه را نيز در برگرفته است. اين روزها درحالي بيستمين سال انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي را به عنوان رهبر و سکاندار نظام اسلامي فرا روي داريم که در کمتر برگه تقويم و يا رسانه و مطبوعه اي، از اين انتخاب هوشمندانه و سرنوشت ساز نام و يادي به ميان مي آيد. شايد از آن روست که اهل شعر و ادب و غزل مي گويند هر چه ذوق هنري است، در توصيف و استعاره و کنايه و تشبيهي است که از هلال و بدر و محاق و مهتاب و گيسوي شب و کمان ابروست و کمتر سخن از خورشيد و آفتابي به ميان رفته که جهان در پرتو نور آن تجلي يافته است.   ادامه مطلب



    محمد حق جو ::: سه‏شنبه 14/3/1387::: ساعت 6:0 عصر







      حمله تندروهاي عراقي به آيت الله سيستاني:
    تاوان فتاواي ضداشغالگري و عدم موافقت با توافقنامه امنيتي


     يکي از پايگاه هاي اينترنتي وابسته به محافل تندروي عراقي در جهت شيعه ستيزي اتهام هاي بي اساسي عليه آيت الله سيستاني مطرح کرد.


     به گزارش رجانيوز، پايگاه اينترنتي "کتابات" در پي فتاواي اخير آيت الله سيستاني عليه اشغالگران عراق با دستپاچگي ادعا کرد: آيت الله سيستاني با دستگاه اطلاعاتي ايران درباره تشکيل فراکسيون سياسي مستقل براي فريب عراقي ها موافقت کرده است.


     "خضير طاهر" نويسنده اين گزارش در ادامه با توهين به مرجعيت شيعه تشکيل اين فراکسيون را به منظور فريب عراقي ها و دزديدن آراء آنها در انتخابات شوراهاي استان ها و انتخابات پارلماني آتي دانست.


     کتابات در ادامه مدعي شد: هر کس تصور مي کند (آيت الله) سيستاني روحاني بي طرف و خواهان خير و مصلحت عراق است، در اشتباه است بلکه وي مردي با تابعيت ايران و هوادار آن کشور و ابزار ايران در عراق است.


     بنا بر اين گزارش، حمله کم سابقه تندروها به آيت الله سيستاني با بکار بردن عبارات سخيف در حالي در برخي سايت هاي اينترنتي عراقي آغاز شده که منابع آگاه دليل اصلي آن را فتاواي اخير اين مرجع تقليد عليه اشغالگران عراق و عدم موافقت با امضاء توافقنامه ننگين امنيتي بغداد- واشنگتن ارزيابي مي کنند.  منبع



    محمد حق جو ::: يکشنبه 12/3/1387::: ساعت 11:30 عصر










      دبير سياسي هفته نامه پرتو در گفتگو با رجانيوز:
    تشنج و زدوخورد مربوط به جلسه الهه کولايي بود


     دبير سياسي نشريه پرتوسخن خبر سايت منتسب به مرکز تحقيقات مجمع تشخيص مصلحت مبني بر ايجاد تشنج در جلسه سخنراني وي در دانشگاه شيراز را تکذيب کرد و گفت: در اين جلسه مشکل خاصي پيش نيامد بلکه در برنامه هفته قبل اين دانشگاه که با حضور خانم الهه کولايي برگزار شده بود ميان دانشجويان زدوخورد در گرفته بود.


     قاسم روانبخش در گفتگو با رجانيوز توضيح داد: جامعه اسلامي دانشجويان شيراز جلسه اي با عنوان "نقد عملکرد دولت نهم از ابتدا تاکنون" برگزار و از بنده نيز براي شرکت در اين جلسه دعوت کرد.


     عضو هيأت علمي مؤسسه آموزشي- پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به استقبال دانشجويان از اين جلسه اظهار داشت: اين جلسه چهار ساعته به يک تريبون آزاد دانشجويي به تمام معنا تبديل شد. پيش از برنامه بنا بود حدود 20 دقيقه به سخنراني اختصاص داشته باشد و سپس جلسه با پرسش و پاسخ ادامه يابد. به طوري که ابتدا پرسش ها به صورت شفاهي و سپس کتبي مطرح شوند که البته وضعيت جلسه مجال پرسش کتبي را نداد و دانشجويان با آزادي کامل به اظهارنظر پرداختند.


     روانبخش با اشاره به اينکه حدود 30 نفر در طول مراسم به انحاء مختلف درصدد اختلال در روند جلسه بودند، افزود: از ابتدا معلوم بود که عده اي مي خواهند جلسه را متشنج کنند اما پس از گذشت 2 ساعت از جلسه تصميم گرفتند تا از جلسه خارج شوند که بنده هم به دانشجويان گفتم راه را براي خارج شدن آنها بازکنند.


     وي با بيان اينکه حاضران اين افراد را همراهي نکردند، ادامه داد: اين افراد پس از آنکه متوجه شدند دانشجويان از عملکردشان استقبال نمي کنند، پس از گذشت دقايقي تک تک به سالن بازگشتند و نه تنها تا آخر جلسه هم حاضر بودند بلکه برخي از آنها پشت تريبون آمده و سخنراني کردند.


     وي با اشاره به تريبون کاملاً آزاد دانشجويي در اين جلسه اضافه کرد: در اين جلسه هرکس مي خواست اظهار نظري کند، ثبت نام و صحبت مي کرد. گاهي هم برخي افراد خارج از فهرست نظرات خود را مطرح مي کردند.


     روانبخش با اشاره به مواردي از مباحث مطرح شده در اين مراسم خاطر نشان کرد: از جمله سؤالات دانشجويان مقايسه تغيير و تحولات در دولت هاي هشتم و نهم بود که بنده اين موضوع را از افتخارات دولت نهم دانسته و براي آن استدلال کردم.


     وي با بيان اينکه در دولت گذشته، انتقادهاي فراوان و مستندي توسط مقامات عالي رتبه و حوزوي به مهاجراني وزير ارشاد انجام شده بود، ادامه داد: در نهايت آقاي خاتمي گفت اگر او استعفا دهد من هم استعفا مي دهم!


     روانبخش افزود: در اين جلسه به برخي مسائل اخلاقي مهاجراني اشاره کردم که همين جمع 30 نفره فرياد زند: "زارعي، زارعي" که در پاسخ گفتم بنده از رئيس محترم قوه قضاييه مي خواهم که اگر براي وي چنين جرمي ثابت شده او را به اشد مجازات برسانند.


     وي در ادامه گفت: هفته گذشته در جلسه اي که با حضور خانم الهه کولايي ترتيب داده شده بود، يکي از دانشجويان را به خاطر سؤال مورد ضرب و شتم قرار دارند اما در جلسه ما، خود دانشجويان اذعان داشتند که چنين جلسه اي که هرکس هر حرفي داشت، بزند، در اين دانشگاه بي سابقه بوده است.


     وي با بيان اينکه جلسه تا نماز طول کشيد و هيچ درگيري هم در آن به وجود نيامد، گفت: در پايان جلسه برخي دوستان توصيه کردند که از درب جايگاه خارج شوم که بنده اين توصيه را نپذيرفتم و در بين دانشجويان و در حالي که به سؤالات آنها پاسخ مي دادم، از جلسه خارج شدم و هيچ مشکل خاصي هم به وجود نيآمد.


     در همين رابطه سعيدي عضو شوراي مرکزي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز نيز در گفتگو با رجانيوز با بيان اينکه هيچ درگيري و تشنج در اين مراسم صورت نگرفت، افزود: تعدادي از افرادي که قصد داشتند به طور سازماندهي شده جلسه را به تشنج بکشند که با صبر و حوصله اي که آقاي روانبخش به خرج داد، به نتيجه دلخواه خود نرسيدند.


     



    محمد حق جو ::: شنبه 11/3/1387::: ساعت 11:57 عصر

    محمدرضا خاتمي: امام را بايد نقد کنيم!!
    ماهنامه رويش که از سوي يکي از مجريان مشهور صداوسيما منتشر مي شود در شماره اين ماه خود با محمدرضا خاتمي-دبيرکل سابق حزب افراطي مشارکت-و همسرش زهرا اشراقي گفت وگو کرده است. در اين گفت وگو خاتمي به ضرورت انتقاد از مواضع امام راحل(ره)(!) اشاره کرد و اظهار داشت:
    «وقتي مطالب امام(ره) را بررسي مي کنيم، چيزهايي به سود و چيزهايي هم به ضرر ما است.
    متاسفانه ما امام(ره) را به يک شخصيت دست نيافتني تبديل کرديم که حتي بحث در مورد ايده ها و افکارشان، امروز مجاز شمرده نمي شود. ممکن است چند سال ديگر خيلي دير شده باشد.
    بحث نقادي امام(ره) بايد طرح شود تا ديدگاه هاي اصلي ايشان مشخص شود. ما که امام(ره) را معصوم نمي دانيم. امکان دارد که ايشان هم در دوره اي کمي و کاستي داشته باشند.
    افکار امام(ره) از قبل از انقلاب تا بعد از انقلاب خيلي تغيير کرد.»
    در ادامه اين گفت وگو زهرا اشراقي همسر محمدرضا خاتمي نيز ضمن ارائه تبييني بديع! از مفهوم «انقلاب» و «اعتدال» اظهار داشت: «به نظر من وقتي در ايران انقلاب شد. يعني همه ما تندرو هستيم. اصلاً انقلاب يعني تندروي، هرکسي خودش را انقلابي بداند. تندروست و هرکسي هم که به تندروي، تغييرات و اصلاحات اعتقاد نداشته باشد به معني اعتدال است که در کشور ما هيچ معنايي ندارد. اعتدال يعني سکوت محض و بي تفاوتي نسبت به همه چيز»(!)
    زهرا اشراقي سپس به موضوع کانديداتوري احتمالي حجت الاسلام مهدي کروبي در انتخابات رياست جمهوري آتي به عنوان نماد مقابله با تندروي در جبهه اصلاحات اشاره کرده است.
    «فکر نمي کنم آقاي کروبي راي بياورند. ببينيد يک سري افراد هستند که راي نمي دهند که به اصطلاح به آن ها راي هاي خاموش مي گوييم. آن ها منتظر انگيزه اي براي راي دادن هستند و آقاي کروبي آن انگيزه را ايجاد نمي کنند.»
    در ادامه اين گفت وگو محمدرضا خاتمي به موضوع حجاب زنان در جامعه اسلامي پرداخته و با اعلام اين ادعاي عجيب که زنان بدحجاب به دليل ابراز مخالفت با نظام جمهوري اسلامي از پوشش مناسب دوري مي کنند(!) مدعي شد:
    « من نمي دانم بدحجابي و يا خوش حجابي به چه چيزي گفته مي شود. اما من اصولا پديده بدحجابي را يک پديده سياسي مي دانم نه اجتماعي. يعني کساني که ما آن ها را بدحجاب مي ناميم به نوعي با اين کار اعتراض خودشان را نشان مي دهند.»(!)
    زهرا اشراقي هم در چارچوب انديشه هاي همسرش تاکيد کرد:
    «اين حجابي که الان وجود دارد، نيست. وقتي مي گويند خانم ها بدحجاب، من نمي دانم حد بدحجابي کجاست.
    حجابي که در ادارات و خيابان مي بينيم حجابي نيست که اسلام و دين گفته، بنابراين هيچ شاخصه اي وجود ندارد و اگر به کسي بگوييم بدحجابي را تعريف کن ، نمي تواند.»
    زهرا اشراقي سپس نقل قول عجيبي را درخصوص حجاب به حضرت امام خميني(ره) منتسب نمود که مطابق رويه معمول موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) در برابر انتسابات اصلاح طلبان به امام راحل(ره)، موسسه مذکور تاکنون مشي سکوت را در مقابل آن برگزيده است! زهرا اشراقي ادعا کرد:
    «حرفي که آقا ]امام خميني(ره)[ به من زدند دقيقاً اين بود:
    «همين اندازه که حتي زن هاي شمال تهران پذيرفته اند يک روسري کوچک را روي سرشان بيندازند بايد خدا را شکر کنيم و خيلي هم ممنون هستيم، ما بيشتر از اين انتظار نداريم.»(!)  


     منبع



    محمد حق جو ::: سه‏شنبه 7/3/1387::: ساعت 6:8 عصر

       1   2      >
    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 39
    بازديد ديروز: 41
    کل بازديد :12612

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<

    >> پيوندهاي روزانه <<

    >>آرشيو شده ها<<

    >> موضوعات وبلاگ <<

    >>پاينده باد جمهوري اسلامي ايران<<
    خرداد 87 - اصول گرا

    >>ديگر پايگاهها<<

    >>لوگوي دوستان<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>طراح قالب<<