اللهمّ کن لولیّک الحجّة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتّی تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلا

فروردين 87 - اصول گرا
  • پست الکترونيک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  •    1   2      >






    نوآوري: موانع و راهکارها   (به قلم رئيس جمهور)

    بسم الله الرحمن الرحيم
    مايلم نخستين يادداشت امسال را به مقوله نوآوري به منزله تابلوي راهنماي سال جديد و بحث پيرامون برخي ‏ملزومات ونيز موانع نوآوري در ايران امروز اختصاص دهم و به مسئوليت ها ومشکلات دولت در اين باب ‏اشاره کنم.   ‏
    به عنوان مسئول دولت خود را در دو سطح نسبت به مقوله نو آوري مسئول مي بينم:  ‏

    اول، زمينه سازي، حمايت ورفع موانع اداري موجود در برابر استعدادها و نو آوري هاي مردمي در عرصه هاي ‏علمي، اقتصادي، فرهنگي و... است. در اين خصوص، همه نخبگان را به مشارکت و مشورت مي طلبم و دولت ‏را در عالي ترين سطح  براي اصلاحات انقلابي وانعطاف در روشها بسيج خواهم کرد. البته به خوبي مي دانم که ‏اين کار آساني نيست و بايد براي رفع بسياري از رسوبات و موانع سخت افزاري و نرم افزاري که عادت به ‏کهنگي و محافظه کاري را در بسياري نهادهاي حکومت، به وجود آورده چاره اي انديشيد. اما همه سعي خود ‏را در اين خصوص خواهم کرد و از همه صاحبنظران مي خواهم که دولت را در اين زمينه با پيشنهادات خود ‏ياري دهند تا به اميد خدا تغييراتي موثر در حد توان و امکانات دولت تا پايان سال87 ايجاد شود. ‏
    اما سطح دوم، برنامه هاي ايجابي خود دولت و روشهاي نوآورانه آن در حل مشکلات کشور است. جهش هاي ‏نو گرايانه در مديريت، نياز به "شجاعت وحکمت" درکنار يکديگر دارد. دراينجا مي خواهم بر عنصرشجاعت ‏وجرات در تحقق نوآوري، تاکيد کنم زيرا يکي از موانع جدي در برابر شکوفايي ملي وتاريخي ايران حتي در ‏سطح نخبگان، ترس از"نوآوري" است که امروز نيز عامل مقاومت در برابر "تغييرات" شده است و اگر فکري ‏به حال آن نکنيم شکوفايي تمدني وتاريخي ايران جديد، بازهم به تاخير افتاده ونوآوري هاي فردي وپراکنده، ‏تبديل به يک"جنبش نوآوري" در سطح ملي نخواهد گرديد. ‏

    از بازي با کلمات و فريب افکار عمومي بيزارم و به واقعيات زندگي مردم، بيش از تصورات خيالي از پشت ‏درهاي بسته، توجه دارم و خود را در برابر مشکلات واقعي مردم مسئول مي دانم. از اين رو همراهي با توده ‏هاي واقعي مردم را به عضويت در حلقه هاي خاص با دغدغه هاي خاص ترجيح مي دهم.‏

    اينجانب در راستاي تحقق وعده هاي انتخاباتي، موظف بودم که دست به نوآوري هاي جدي و اصلاحات ‏اساسي در مسائل مهم و گوناگون کشور بزنم. موضوعاتي از قبيل نظام بانکداري و وام و نرخ بهره، نظام ‏مديريت وبرنامه ريزي، نظام مالياتي، در عرصه بيمه هاي اجتماعي و بهداشت عمومي، توزيع ثروت وسهام ‏عدالت، سياست خارجي و...‏

    در همين راستا برنامه هايي جديد و اصلاحاتي نوآورانه تدارک ديديم و با کمک همکارانم در دولت با تمام ‏قدرت وارد عمل شديم. اما با چه واکنش هايي مواجه شديم ؟! در تمام اين دو سه سال ميل شديد به ادامه ‏سنت هاي اداري وعادت هاي مديريتي ونوعي انجماد در برابر برنامه هاي دولت، سرعت انجام اين اصلاحات ‏را کاسته است. اين دولت نسبت به گذر زمان، بسيار حساس است واگر واحد زمان براي برخي سياست مداران، ‏سا ل و دهه بوده است  براي ما هفته ها، روزها، وحتي ساعت ها نيز مهم اند. ‏

    اگر براي ما نيز منافع حزبي يا اهداف تبليغاتي وانتخاباتي اولويت مي داشت براستي نبايد وارد برخي ساختار ‏شکني هاي روشي و مديريتي مي شديم.  زيرا شکستن عادات و شالوده هاي کهنه، شبيه نوعي خرافه ستيزي در ‏عرصه مديريتي است وهر نوع شالوده شکني، باعث چالش هايي طبيعي يا مصنوعي و حتي دشمن تراشي مي ‏شود. ‏

    دولت دهها طرح نوآورانه در عرصه هاي مديريتي و اقتصادي داشته ولي سطح اصطکاک و مقاومت در برابر ‏نوآوري، متاسفانه بسيار بالاست و ما هزينه هاي زيادي براي آن پرداخته و مي پردازيم.‏

    بخش مهمي از وقت و توان دولت، صرف غلبه بر اين مقاومت ها، ترس ها و محافظه کاري ها و عادت هاي ‏کهنه مي شود.‏

    من نمي خواهم از دولت، رفع مسئوليت کرده و برخي  ناکامي ها را بر عهده ديگران بيندازم. همچنين مدعي بي ‏نقص بودن برنامه هاي دولت و روش ها و تصميمات شخص رئيس جمهور نيستم، ادعا نمي کنم که از همه ‏ظرفيت ها و امکانات، بدرستي استفاده شد و  بهتر از اين نمي شد و نمي شود ولي بگذاريد از دوستان به ‏نحوي و از دشمنان به نحوي گلايه کنم که اگر راه را بر نوآوري باز نکنيم و اگر بر اين ترس غلبه نکنيم ايران ‏عزيز نخواهد توانست عقب ماندگي تاريخي يکي دو قرن اخير در عصر قاجار و پهلوي را از راههاي ميان بر ‏جبران کند. آنچه بايد نگرانش باشيم ساختارشکني عليه مباني و چارچوبهاي هويت اسلامي و ايراني است اما ‏نوآوري در روشها امري کاملا ضروري و حتي "دير شده" است و نبايد محافظه کاري و تنبلي را با عقلانيت ‏اشتباه گرفت.‏

    اقتصاد ما، نظام مالياتي، بانکي، بيمه ها، الگوي مصرف سوخت و انرژي، يارانه ها، نحوه تقسيم کار ميان دولت ‏و بخش خصوصي، نظام آموزشي و پژوهشي کشور، سياست خارجي، نظام مطبوعاتي و رسانه و حزبي در ‏کشور، مديريت شهري، نظام واردات و صادرات  و ... همه و همه، تشنه نوآوري در چارچوب اهداف انقلاب ‏اسلامي و در مسير پيشرفت عادلانه کشورند.‏

    تغيراتي که در هيئت دولت صورت مي گيرد نيز در همين راستاست. ما يک گروه منسجم هستيم که به اقتضاي ‏موقعيت وشرايط، انعطاف و تغييرات لازم را در خود به وجود مي آوريم و هيچ يک به مسئوليتهاي خود به ‏عنوان يک امتياز يا سر قفلي نگاه نمي کنيم.‏

    همکاران قبلي و فعلي من در دولت، از اين همکاري، تصور يک مسابقه ماراتن امدادي رادارند که بين راه ‏مشعل را يکي به ديگري مي سپارد. هدف اصلي هيچ يک از ما بقاء در دولت نيست بلکه خدمت به ملت است.‏

    هر يک از اين برادران و خواهران که جاي خود را به ديگري مي دهند براي خود نه هويتي فردي بلکه هويتي ‏جمعي قائلند و اين جانب از همه کساني که فداکارانه آمدند ومتواضعانه رفتند عميقاً متشکرم و مي دانم که اين ‏سخت ترين و شيرين ترين دوران خدمت را از ياد نخواهند برد.‏

    همکاران من شب و روزآرام ندارند وقتي جابجا مي شوند شايد براي نخستين بار پس از ماهها فرصت ‏استراحت مي يابند. از همه آنها سپاسگذارم و بابت ماموريت هاي شبانه روزي و طاقت فرسا از آنها و خانواده ‏هايشان عذرخواهي مي کنم.‏

    ترميم کابينه در اين دولت يک سياست از قبل اعلام شده بر اساس " اصالت هدف" است.  همه ما ابزار هستيم ‏و ملت هدف. فرصت اشتباه کردن و محافظه کاري نداريم. وزراي جديد يا قديم اين کابينه هيچ يک سياست ‏باز و قدرت طلب نبوده و آرزوي وزارت نداشته و ندارند و همين جا اعلام ميکنم که سياست انعطاف و انطباق ‏در دولت ادامه خواهد داشت. همه ما بايد به امانت بزرگ خدا و مردم و فرصت محدودي که در اختيار داريم ‏بيانديشيم. ‏

    من و همکارانم در دولت، روزهاي خدمت و دولت را و حتي ساعتهاي آن را مي شماريم و براي هر روز و هر ‏ماه به ضرورت نوآوري مي انديشيم و صادقانه طالب همکاري و همفکري همفکران و حتي منتقدان هستيم.‏

    از دوستان مي خواهيم که به ما اعتماد کنند و مشورت دهند و کمک برسانند و از نوآوري نهراسند. و از منتقدان ‏و مخالفان دولت نيز متواضعانه مي خواهم که بجاي انتقام حزبي به ارتقاي ملي بيانديشند. بايد شجاع بود و راه ‏را براي شکوفايي ملي و تاريخي ايران باز کرد. همه کمک کنيم. جاي دوري نمي رود.‏   منبع



    محمد حق جو ::: پنجشنبه 22/1/1387::: ساعت 11:14 عصر








    اعتراض لاريجاني به سوءاستفاده تبليغاتي جريان موازي اصولگرايان


      



    علي لاريجاني به سوءاستفاده جريان موسوم به ائتلاف فراگير اصولگرايان از تصوير وي در تراکت هاي انتخاباتي انتقاد کرده است.


     به گزارش رجانيوز، پس از درج تصوير لاريجاني به همراه رضايي و قاليباف بر روي تراکت هاي تبليغاتي ليست موازي اصولگرايان، لاريجاني در تماس با قاليباف به اين اقدام به شدت اعتراض کرده است.


     بنا بر اين گزارش، قاليباف نيز در واکنش به اعتراض لاريجاني از اين اقدام تبليغاتي اظهار بي اطلاعي کرده و مشخص شده اين اقدام با هماهنگي محسن رضايي انجام گرفته است.


     گفتني است در ايام فعاليت هاي انتخاباتي جلساتي ميان رضايي، قاليباف و لاريجاني برگزار شد که برخي رسانه ها از آن برداشت تشکيل يک ائتلاف انتخاباتي کرده بودند.



    محمد حق جو ::: يکشنبه 18/1/1387::: ساعت 9:53 عصر






    فصل دوم کتاب جديد حجت‌الاسلام ري‌شهري:
    موضع امام(ره) پس از انتصاب منتظري به قائم‌مقامي

    *


    واگذاري شماري از اختيارات رهبري مانند عفو زندانيان، تعيين نماينده در دانشگاهها، تعيين ائمه جمعه و قاضي در خارج از کشور به آقاي منتظري و شماري از اقدامات ديگر در واقع، تأييد عملي امام نسبت به تصميم خبرگان بود.



    محمد حق جو ::: شنبه 17/1/1387::: ساعت 11:18 عصر










      رويکرد هزارچهره صداوسيما در قبال طرح امنيت اجتماعي


     گروه فرهنگي رجا نيوز منتشر کرد: بنابر گزارش‌هاي غير رسمي، سريال «مرد هزار چهره» از شبکه سوم سيما، پرمخاطب‌ترين مجموعه تلويزيوني در تعطيلات نوروزي بوده است و البته بنابر آنچه که تا امروز در فضاي خبري مشهود است، بايد آن را بيش ساير برنامه‌هاي ارائه شده در کانون توجه، نقد و تحليل دانست.


     بسياري منتظر بودند تا پس از مدتها کم‌کاري سيما در ارائه‌ي طنز مخاطب‌پسند، نتيجه همکاري مهران مديري را با نويسندگان مطرح مجموعه‌هاي طنز از جمله برادران قاسم‌خاني تماشا کنند. رسالت اين نوشته، تحليل نقاط قوت يا ضعف ساختاري و محتوايي اين مجموعه طنز نيست گو اينکه نبايد از جذابيت مورد اذعان اکثريت مخاطبان چشم‌پوشي کرد؛ ولي به هر تقدير در اين ميان شيوه نقد هنرمندانه‌ي گرايشهاي سانتي‌مانتال به هنر و بويژه گرايش روبه تزايد قشر مرفه و به اصطلاح «بالاي شهري» به معنويت‌هاي سکولار مدرن و انواع هندي عرفانهاي نوظهور در اين سريال قابل توجه و ارجمند به نظر مي‌آيد.


     به‌خصوص به سخره گرفتن برخي گرايش‌هاي سست سياسي نظير کمونيسم که در حد تشابهات ظاهري و حرف و شعار باقي مي‌ماند و بيشتر با مصرف مواد مخدر و شب‌نشيني تلازم دارد تا آرمان‌گرايي عملگرا، در نوع خود در اين سريال قابل تقدير است.


     ولي شايد آنچه بيش از همه قابل بحث است، پرداخت به طرح امنيت اجتماعي است که تا حد يک بيانيه‌ي تند رسانه‌اي تنزل يافت. اين مساله از آن حيث نيز حائز اهميت است که تلويزيون در موارد بسياري حمايت خود را از طرح امنيت اجتماعي اعلام کرده و نشان داده است اما چنين مواجهه‌ي اثرگذار و قابل تأملي، نشانگر اين است که مسئولين سازمان، چندان هم به نگاه انتقادآميز نسبت به اين طرح، بي‌علاقه نيستند.


     در قسمتهاي مياني اين سريال مقارن با ورود ناخواسته‌ي مرد هزار چهره به عنوان رييس يک کلانتري به مجموعه‌ي نيروي انتظامي، با مجموعه‌اي از نشانه‌هاي گويا و شفاف از طرح امنيت اجتماعي مواجه مي‌شويم. در اين قسمت، با صراحت، تقريباً مجموعه‌ي کاملي از نقدهاي روشنفکرانه به اين طرح مطرح مي‌شود. هر سکانس از اين بخش، به‌طور روشن، يک پاراگراف از حملات روزنامه‌ها و نشريات منتقد را در قالب تصوير عرضه کرد.


     تداخل در مأموريت نهادهاي رسمي و تضييع حقوق شهروندي را مي‌توان شاه‌بيت اين بيانيه‌ي منتقدانه دانست؛ يکي از مهمترين انتقادات چند سال اخير که با حذف نهاد دادسرا در ايران به اوج خود رسيده بود، تداخل وظايف نهادهاي رسمي به‌خصوص ضابطين قضايي و نهاد قضاست که در اين سريال با تأکيد فراوان مورد توجه قرار گرفت.


     داستان مرد هزار چهره تلاش دارد تا عملکرد طرح امنيت اجتماعي را در همين راستا به عنوان فرآيندي ناعادلانه که حقوق مسلم شهروندي را زير پا مي‌گذارد، تحليل کند. سرهنگ غفاري با خودسري و بدون طي کردن مراحل قانوني از طرفي آزادي‌هاي مدني افراد محله را با سوءظن‌هاي مداوم نقض مي‌کند و از طرفي با ناديده گرفتن تشريفات قانوني مربوط به بازپرسي و بازداشت موقت، حقوق متهمين را تضييع مي‌نمايد.


     مديري در سريال خود اصرار دارد که طرح امنيت اجتماعي را از طرفي با فساد و جاه‌طلبي و از طرفي با جهل مأمورين نيروي انتظامي پيوند بزند. اتفاقي که در نهايت نه تنها رضايت شهروندان را در پي ندارد بلکه موجب اغتشاش و بي‌نظمي بيشتر مي‌شود.


     شيوه‌ي نقد مديري، همخواني ويژه‌اي با نگراني‌هاي روشنفکرانه‌ي برخي حقوقدانان در سال‌هاي اخير ايران دارد. نگراني‌هايي برآمده از ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي و کنوانسيون اروپايي حقوق بشر که مشمول حقوق تضمين شده‌ي متهمين، رسيدگي منصفانه و ترافعي و شيوه‌هاي بازپرسي عادلانه است. بسياري از اين حقوقدانان بدون توجه به شرايط اجتماعي، فرهنگي و ويژگي‌هاي تاريخي ايران، بدنبال اجراي فرآيندي مشابه آيين دادرسي کشورهايي نظير ايتاليا و فرانسه هستند؛ عمده‌ي انتقادات وارده به طرح امنيت اجتماعي از طرف اين دسته از حقوقدانان نوعي بررسي تطبيقي ميان عملکرد ضابطين قضايي ايران با قوانين کشورهاي مذکور است. اين در حاليست که بسياري از حقوقدانان و بويژه جرم‌شناسان، قائل به رهگيري يک سياست جنايي متفاوت نسبت به «مجرمين خطرناک» مي‌باشند. بخش مهمي ازمجرمين خطرناک کساني هستند که با ارتکاب جرايم خياباني و جرايم عليه امنيت و آسايش عمومي، به‌طور شاخصي نظم عمومي را مخدوش مي کنند. اين دسته دقيقاً گروه هدف طرح امنيت اجتماعي نيروي انتظامي ايران بوده‌اند.


     صرف نظر از انتقادات علمي، به هر تقدير به نظر مي‌رسد چشم بر اثرات مثبت يک طرح بستن و تمسخر آن، -خصوصاً با توجه به رضايت عمومي شهروندان از دستگيري اوباش و کاهش محسوس فعاليت‌هاي مجرمانه ي آنان- غيرمنصفانه باشد. هر چند سيماي جمهوري اسلامي چندي پيش نيز در يک نمايش سؤال برانگيز در برنامه کوله پشتي، با طرح مطالب توهين آميز به نيروي انتظامي موجبات کدورت خاطر مخاطبان را فراهم آورد.


     همچنين رويکرد هاي متناقض صداوسيما در قبال طرح امنيت اجتماعي طي يک سال اخير، نمايي از آشفتگي و هزارچهرگي سياستگذاري را نشان مي‌دهد. به‌طوري‌که حمايت و انتقاد از اين طرح حائز توازن لازم نبوده و مطلق‌انگاري در آن، پيداست.


     



    محمد حق جو ::: پنجشنبه 15/1/1387::: ساعت 10:29 عصر

     دوازدهم فروردين روز جمهوري اسلامي ايران مبارکباد


     




    محمد حق جو ::: دوشنبه 12/1/1387::: ساعت 10:16 عصر



    پيش نوشت :


    در بين نشرياتي که تو اردو جنوب با نرخ  100 نشريه بر ساعت(!) داده ميشد و آدم حال نداشت بخونه نامه شهيد علم الهدي به خواهرش که در سال 56 ،رو هم دادن.براي اينکه خوابم ببره شروع کردم به خوندنش ميخواستم يه خوردشو بخونم که خوابم ببره! اما شروع به خواندن کردن همانا و تا آخر نامه خواندن همانا.خواب از سرم پريد. واقعا نامه ي عميقي بود .تازه فهميدم که شهدامون رو درست و حسابي نشناختيم. هر سال ميريم هويزه و يه ساعت اونجا چرخ ميزنيم و بهمون ميگن علم الهدي و 70-80 تا دانشجو اينجا شهيد شدن و عراق 10961 تا گلوله ريخت رو سرشون و ...! همه ي چيزي که ازشون ميدونيم همينه و کمتر از تفکراتشون خبر داريم.


    متن نامه ي شهيد علم الهدي به خواهرش رو در زير گذاشتم.يه خورده طولانيه ولي حتما حوصله کنين و بخونين:  


     خواهر عزيز


    پس از اهدا سلام و درود ، رسيدن به فلاح را برايتان آرزو مي کنم .


    چون در آغاز قدم گذاشتن در سال جديد از شما دور بودم و نتوانستم خود را به اين راضي کنم که سال نو را آغاز کنيم و در اين لحظات حساس از عمر با شما سخن نگويم ناچار براي اولين قلم به دست گرفتم و با شما حرف مي زنم .


    ساعتي پيش داشتم مطالعه مي کردم به يک جمله رسيدم در مورد اين جمله زيبا فکر کردم و مناسب ديدم که نتيجه اين ساعات فکر را که در آستانه شروع سال جديد بود برايتان بنويسم


    شاندل  Shandol متفکر بزرگ اروپاي قرن بيستم در مورد چگونگي زندگي انسان در قرن بيستم مي گويد : " انسان اين عصر زندگي را وقف تهيه وسايل زندگي مي کند "


    ما زندگي را در رنج مي گذرانيم تا راحتي و آسايش ايجاد کنيم تمام عمر مي دويم به اين اميد که لحظاتي بنشينيم


    تمام عمر زحمت مي کشيم تا استراحت کنيم و البته عمر مي گذرد و راحتي و آسايش و نشستن و آرامش را لمس نمي کنيم و نمي يابيم زيرا مرتباً از طريق اجتماع به ما نيازهاي جديد تلقين مي شود


    نيازهاي کاذب و مصنوعي که دائما در آدم بوجود مي آورند بوسيله تبليغات است تلويزيون را روشن مي کنيد بعد از دو ساعت خاموش مي کيند به خودتان نگاه مي کيند مي بينيد هفت هشت احتياج خريد تازه بوجود آمده که قبلا لازم نداشتيد قبلا با خاکستر ديگ را مي شستيد امروز حتما بايد پودر ...... بخريد


    بوردا مي خريد زن روز مي خريد نگاه مي کنيد در فکر تهيه لباس ها و مدل هاي آن مي افتيد . استعمار فرهنگي و فرهنگ زدائي از طريق تقليد تشبه رقابت مصرف هاي مصنوعي و سمبليک و جلب توجه است و اينجاست که به سخن عميق محمد (ص) که من يتشبه بقوم فهو منه که از کلمه تشبيه استفاده شده اگر زندگيمان مثل اروپائي ها شد اگر وضع لباسمان مثل مدل هاي ارائه شده زن روز و بوردا و خانم ........ شد خود نيز از نظر خصوصيات انساني و درک و انتخاب راه زندگي به سوي او شدن ميل کرده ايم .


    يکنواختي و قالبي شدن انسانها در جوامع گوناگون و خصوصا در ملت ما که مرتبا بوسيله برنامه هاي فرهنگي مان در سطح وسيعي از طرف مسئولان امر پياده مي شود همه در قالبهاي ماشينيسم بخاطر بالا بردن مصرف جهاني مخصوصا جهان سوم که دنياي صنعتي به ما تحميل مي کند ، غارت اصالتها منابع معنوي و از بين رفتن خصوصيات زندگي شرقي و يا اسلامي که عبارت از مصرف هرچه کمتر و توليد هرچه بيشتر بوسيله عوامل آموزشي دگرگون مي شود . چرا که اروپاي صنعتي مي بايست براي توليدات اضافي خود مصرف کننده پيدا کند ، و هرچه کند که بتواند کالاي مصرفي بدهد و مواد توليدي بگيرد و منت هم بگذارد و خود را هم بالاتر و متمدن قلمداد کند و اگر هم سواري خواست خر خوبي تربيت کرده باشد و ....   .


    ابتدا با استعمار فرهنگي کار خود را آغاز مي کند و سپس از يک خصيصه پاک و اصيل خدائي که برسم امانت به انسان داده شده استفاده مي کند و آن تنوع که شکل از تکامل است


    مي بينيم ( همراه با درد ) که تمام فلسفه ها مذهب ها و ايده آلها و عشق ها و خواستنها و.... خلاصه شده در اين : اصالت مال زندگي مادي است بنابراين وقتي زندگي مادي اصالت دارد هدف رفاه است پس براي چه بايد کار کرد ؟ براي ساختن وسايل آسايش .


    بنظر شما آيا انسان امروز بيشتر آسايش دارد يا انسان ديروز ؟


    پس همه نيرهايمان صرف فداکردن آسايش زندگي ، براي تهيه وسايل آسايش زندگي داستان شازده کوچولو را خوانده ايد ؟


    آيا قرباني شدن آسايش زندگي براي چه ؟ براي تکامل ؟ براي تعالي ؟ براي رفتن به حقيقت؟ براي رسيدن به ايده آلهاي مقدس انساني ؟ براي تقرب و نزديکي به بهترين دوست و يار او ( الله ) براي بدست آوردن وسايل آسايش زندگي . زيستن براي مصرف ، مصرف براي زيستن يک دور باطل دور حماقت کار – استراحت – خوردن – خوابيدن همين و بس !!!


    بهتر است کمي فکر کنيم ملاک ما براي شناختن افراد چيست ؟ مثال مي زنم ، آيا وقتي مثلا به خواستگاري مي رويد چه مي پرسيد ؟ مي پرسيد که ، آيا شما آدم باهوشي هستيد ؟ با شهانت هستيد ؟ چه مقدار وقار و اصالت داريد ؟ چه مقدار قرآن را درک کرده ايد ؟ چه مقدار در تاريخ و اقتصاد و جامعه شناسي و انسان شناسي و تفسير و فهم سخنان ائمه مطالعه داريد ؟ معلوماتتان چقدر است ؟ و .......    هرگز !


    درست همانگونه مي انديشيم و همانگونه انتخاب مي کنيم که فرهنگ مادي بورژوازي غرب به ما تحميل کرده و معيار ارزشهامان بسته بندي شده از غرب مي آيد ، اما خود نمي دانيم و نمي فهميم و خيال مي کنيم که انديشه و فکرمان اسلامي است در صورتيکه انديشه اي در قرآن بما مي خواهد بدهد درست عکس آنست و با آن در تضاد کامل است و اصلا انديشه تربيتي قرآْن براي از بين بردن چنين ارزشها و معيارها و طرز تفکر ها و برداشتها و چنين شناختي است نسبت به زندگي حيات وسايل مادي نيازها آرزوها خواستها آيده آلها و .... 


    و ما تمام تلاشمان و نارحتي هامان و رنج ها و حتي نوع و احساسها مان دراينست که بهتر زندگي کنيم بجاي انديشيدن به اينکه چگونه بايد زندگي کنيم و چرا ؟ زندگي يعني چه ؟ تلاش براي چه ؟ اصلا چرا زندگي مي کنيم ؟ و به اينها توجه نداريم ، چرا که نتوانستيم خود را از لجن فرهنگ بورژوازي نجات دهيم از لجن مصرف بدون توليد از لجن زندگي خلاصه شده در ماديات ، و تمام نيروهاي خلاق و نبوغهاي سرشار را در وسيله خلاصه خلاصه کردن ، درست مثل کسي که پله اي گذاشته تا خود را به پشت بام برساند اما همينکه پا روي پلکان اول گذاشت آنقدر راجع به خود پله فکر کند سوراخ سمبه هاي آن رنگ آن و... که لحظه اي خواهد رسيد و گريبان مرگ او را فرا گرفت و هنوز در فکر اينست که پله چوبي را تبديل به فلزي يا فلزي را تبديل به کائوچو يا طلا و يا .... کند و در نتيجه عمر تمام مي شود و خود را به پشت بام نرسانده


    خواهش مي کنم اين جمله را با دقت بخوان و فکر کن تا عظمت آنرا درک کني الناس نيام اذاماتو انتبهو ( مردم خوابند وقتي که مردند متنبه مي شوند ، بيدار مي شوند ) که حدس مي زنم اين جمله زيبا از فاطمه بزرگ آن الگو نمونه شاهد اسوه در همه زمانها براي همه نسلها و همه دختران و مادران تاريخ آن چهره زنده که جز از وقايع مرگ او از تاريخ زندگيش چيزي نمي دانيم و او که بايد در لحظه هاي زندگي در تصميم ها در اتخاب ها در جلو چشمانمان باشد تا بياموزيم که چگونه زندگي کنيم و چگونه بميريم نتايجي که من از اين جمله گرفته ام به شما ارائه ميدهم چه بسا که شما فکر کنيد و به نتايج عميق تري دست يابيد مردم خوابند 1- خواب معمولا در شب است و از خصوصيات شب تاريکي و سياهي و ظلمات است


    2- کسي که خواب است از وقايعي که در اطرافش اتفاق مي افتد بي خبر است


    3- کسي که خواب است از خود نيز بي خبر است


    4- اگر دشمني داشته باشد بسادگي مي تواند او را از بين ببرد تا در دام بيندازد


    5- هنگاميکه خورشيد که مظهر نور است و روشنايي طلوع کرد انسان از خواب بيدار مي شود


    6- کلمه ناس بکار رفته به معناي توده مردم


    7- چه کسي متنبه مي شود بيزار مي شود پيشمان مي شود بعد از آنکه بيدار شد ؟


    کسي مه مي فهمد استعدادها و نيروهاي بسيار در وجود داشته سرمايه هاي عظيمي خدا به او عطا کرده و آنها را راکد در عالم خواب و ناآگاهي قرار داده همانند آب راکدي که مي گندد و بوي بدي مي دهد و در ثاني کار از کار گذشته و مرگ فرا رسيده و راه بازگشتي نيست هدف او ( الله ) از آفرينش انسان تکامل براي اوست و سرمايه هاي مادي را در اختيار انسان گذارده تا در خدمت آن هدف بکار بريم ، اما .... چگونه بدست خود استعدادها و نبوغهايمان را دفن کنيم و در گورستان فراموشي رها مي کنيم و به قول قرآن زندگي مان کافرانه مي شود " زين للذين کفروا لحيوة الدنيا و يسخرون من الذين امنو و الذين اتقو فوقهم يوم القيامه " کساني که کفر ورزيدند و حيات دنيا براي آنان زينت داده شد ، و ايمان آورندگان را مسخره مي کنند ولي کسانيکه تقوي پيشه کردند روز قيامت و حيات اخروي برايشان بسيار برتر و مهمتر است


    در آيه 14 سوره آل عمران مراجعه کنيد و دريابيد که در اين آيه نقش زن در تعيين جهت فکري و مسير زندگي مرد و چگونه مطرح شد .


    الدنيا مزرعة الاخره


    12 – يونس هرچه نداشتيم از خدا مي خواهيم و هنگاميکه خدا آنرا بما داد او را فراموش مي کنيم پس جزو مسرفين هستيم


    زيرا آنچه را از نعمتها که خدا بما داده تا در راه رسيدن به او بکار بريم و اگر بکار نگرفتيم مسرفيم کذلک رين للمسرفين ماکانو يعلمون – ان الله لايحب القوم المسرفين


    31- اعراف اين آيه بسيار عميق ، زيبا و رسا است


    خطاب به بني اسرائيل ( همان قومي که پيامبر ما را به آنها تشبيه مي کند ) متاع و زينت را حرام نکرديم بر مردم بلکه اينها وسيله است براي مردم با ايمان و اينها فقط در دنياست و البته در آخرت بهتر از اينها را به مردم با ايمان خواهيم داد .


    به سوره کهف آيه 7 – سوره اعراف آيه 31 – سوره حديد 20 – سوره کهف 28 – سوره قصص 78 و 79 – سوره احزاب 28 – سوره توبه 38 – سوره نسا 77 – سوره آل عمران 185 – سوره نحل 117 – سوره يونس 23 و 70 – سوره رعد 26 – قصص 60 و 61 – سوره غافر 39 – سوره شورا 36 – سوره زخرف 35


    مراجعه کنيد با دقت به سخن خدا گوش کنيد تا چگونگي زندگي و راه و هدف و نوع نيازها و خواستهايمان را از فرهنگ و ايدئولوژي قرآن بگيريم و به جهانيان ثابت کنيم که قرآن براي همه زمانهاست و عمل کردن آن براي همه نسلها .


    برادرتان از مشهد - حسين



    محمد حق جو ::: شنبه 10/1/1387::: ساعت 7:0 عصر



    سال 1387 از سوي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، به عنوان سال « نو آوري و شکوفايي »ناميده شد. اين نام حکايت از ضرورتي است که مقام معظم رهبري احساس کرده اند، ضرورتي که بايد همه آحاد جامعه، بويژه مسئولين کشور با تمام وجود درک نمايند و اين ضرورت را معظم له در بيانات بسيار مهم خود در حرم مطهر رضوي تبيين فرمودند، حاصل اين بيان آنکه ما بايد با سرعت و شتابي بيشتر از کشورهاي پيشرفته تلاش کنيم ، تا بتوانيم در صفوف مقدم علم و فن آوري جهان قرار گيريم، واين نياز به کار و ابتکار دارد.


    کار و ابتکار بايد به عنوان فرهنگ نهادينه شده ،نسل جوان ما را در نهضت نرم افزاري  آنچنان استوار و پايدار نمايد که در توليد علم، بر همه فرضيه هاي علمي روز جهان پيشي گرفته، و اذهان را براي ورود به عرصه هاي جديد آماده سازد. جوانان بايد از هرز رفتن وقت خويش به عنوان مهمترين سرمايه کشور جدا پرهيز نمايند و بدانند اتلاف وقت تحت هر عنوان خيانت به آرمان و اهداف بلند ملي و ديني است.


    بايد لحظات و دقايق عمر، براي يافتن راه هاي بهتر زيستن بشر استفاده شود


    بايد فرضيه هاي جديد اقتصادي و اجتماعي از سوي دانشمندان کشور اسلامي ايران «باب » جديدي را براي تسهيل در زندگي و البته پيشرفت معنوي و اخلاقي بشريت بگشايد.  منبع


    بايد همه نخبگان تلاش مضاعفي نمايند تا عقب افتادگي دوران طاغوت، که سايه نحس آن همچنان بخش هايي از کشور را در بر گرفته، به کلي بر طرف سازند و بجبران آن با طرح هاي ابتکاري، و نوآوري، شکوفايي را براي اين مردم مومن و عزيز به ارمغان آورند، پيشنهاد مي شود طرحي تحت عنوان « ارزش فکر » از سوي دولتمردان ، تهيه و اجرا گردد، تا بر اساس آن به صاحبان فکر و انديشه که بتوانند در سال نوآوري و شکوفايي به ارائه طرح هاي ابتکاري بپردازند، هديه اي ارزشمند اعطا شود، اميد آنکه بتوانيم در اين سال حساس و خطير که عمر نظام اسلامي به  30 سال مي رسد، راه پيشرفت و عدالت را براي قرن ها هموار سازيم.



    محمد حق جو ::: جمعه 9/1/1387::: ساعت 8:43 عصر

       1   2      >
    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 39
    بازديد ديروز: 41
    کل بازديد :12612

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<

    >> پيوندهاي روزانه <<

    >>آرشيو شده ها<<

    >> موضوعات وبلاگ <<

    >>پاينده باد جمهوري اسلامي ايران<<
    فروردين 87 - اصول گرا

    >>ديگر پايگاهها<<

    >>لوگوي دوستان<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>طراح قالب<<