اللهمّ کن لولیّک الحجّة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتّی تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلا

نیمه دوم اسفند 85 - اصول گرا
  • پست الکترونيک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  •    1   2      >









    جواز اقتداي مردان به زنان در نماز جماعت!


     روزنامه سکولار الشرق الاوسط چاپ لندن مدعي شد، آيت الله صانعي يکي از روحانيون حوزه علميه قم که به مرجع تقليد زنان(!) معروف است، فتوايي صادر کرده که بر مبناي آن، زنان مي توانند امامت مردان در نماز جماعت را بر عهده داشته باشند!


     شنيده هاي خبرنگار رجانيوز حاکي است، دفتر شيخ يوسف صانعي نيز صدور اين فتواي عجيب را تاييد کرده است. اين در حاليست که صدور اين فتوا در ميان علماي طراز اول شيعه و اهل سنت بي سابقه مي باشد.


     گفتني است چندي پيش يک زن آمريکايي که خود را پيامبر جديد اسلام معرفي کرده بود اعلام کرد که زنها نيز مي توانند امام جماعت نمازهاي مردان باشند. اين زن مدعي پيامبري بنابر فتواي خود نمازهايي به امامت خود برگزار کرد که بلافاصله با پوشش خبري گسترده رسانه هاي صهيونيستي و آمريکايي همراه و تصاوير آن به سراسر دنيا مخابره شد.


     الشرق الاوسط شگفت زده از اظهار نظر آقاي صانعي، در ادامه گزارش خود سعي نموده با استناد به برخي ديگر از اظهار نظرها و فتاواي اين روحاني مستقر در قم، مباني غربي حقوق بشر را شرعي! جلوه دهد 


     در ادامه اين گزارش روزنامه الشرق الاوسط، به نقل از آقاي صانعي آمده است: چگونه مي توان گفت زني که ارزشش به قدر مرد است، خون بهاي او نصف مرد باشد؟ چگونه مي توان گفت اگر مردي زني را بکشد، مرد را نمي کشند، مگر اين که مقداري از خون بهاي او را به طرفداران مرد بدهند، اما اگر زني مردي را بکشد بلافاصله او را مي بايد قصاص کرد!


     صانعي در درس خارج فقه خود و در باب ديه، از ميان 15 روايت وارده، 10 روايت را داراي سند معتبر و صحيح دانسته اما عليرغم اينکه تمامي اين 10 روايت به تفاوت ديه زن و مرد تصريح دارند، با استناد به عدالت خداوند و عقل اين روايات را رد مي کند.


     نظرات کاربران
    البته در اين که پتانسيل بالايي در ما خانومها وجود داره که لازمه ازش استفاده بشه شکي نيست! اما کاش آقاي صانعي قبل از دادن اين فتوا از بانوان صالحه ما ميپرسيدن آيا شما راغب هستيد و در شان خودتون ميدونيد يا لزومي ميبينيد که امامت نماز جماعت مردان رو به عهده بگيريد يا نه !!! ...ولي مرحبا ! به اين ميگن رعايت دموکراسي و حقوق بشر در انجام فرايض الهي !!
    هيچگاه فقه شيعه اينچنين دستخوش هوا و هوسها نبوده است. حلال محمد حلال الي يوم القيامه و حرامه حرامه الي يوم القيامه
    بشارت بده بر آنان که حرف ها را مي شنوند و بهترينش را بر ميگزينند. موضوع اقامه نماز جماعت بدون جداسازي زن و مرد و همچنين امامت زنان در نماز جماعت چند سال هست که در آمريکا و ترکيه در محافل روشنفکري اسلامي و طرفداران اسلام منهاي سنت مورد بحث محافل اسلامي هست. توجه داشته باشيم که در موج نوين بيداري اسلامي عموم اجوانان و افراد تنها با مطالعه قرآن به اسلام مدرن قرآني ميگروند و هيچگونه گرايشي به ساير منابع گوناگون مذهبي و خرافي در اسلام سنتي و فرقه اي ندارند.
    چرا مراجع تقليد و حوزه هاي علميه در برابر ا ين نظرات غير ما انزل الله اين شيخ پير ساکت نشسته اند؟ آيا اين نظرات خطرناک تر است يا فيلم مارمولک؟ چرا در برابر نامه رييس جمهور براي ورزشگاه زنان آن همه جنجال به پا شد آن وقت در برابر اين نظرات عجيب همه ساکتند؟
    فقه پوياي شيعه مخالفتي با عقل نداشته و ندارد



    محمد حق جو ::: سه‏شنبه 29/12/1385::: ساعت 8:32 عصر










      حاشيه هايي خواندني ازسفر رئيس جمهور به يزد


    ... عيد نوروز نزديک شده بود و به فراخور آن به زادگاهم يعني استان يزد برگشتم .
    گرد راه از تن نزدوده بودم که رسانه ها اعلام کردند فردا احمدي نژاد به يزد مي آيد. خوشحال شدم ، از اينکه سفر استاني هيئت دولت را نزديک مي ديدم.


     صبح چهارشنبه که دکتر احمدي نژاد به يزد رسيد از فرودگاه به سمت استاديوم شهيد نصيري حرکت کرد. استقبال خوبي نبود چون اساسا استاديوم دور از شهر يزد و در مسير جاده يزد به تفت قرار دارد و عدم اطلاع رساني به موقع و صحيح و سفر ناگهاني هيئت دولت نيز مزيد بر علت شد تا خالي بودن نيمي از اين ورزشگاه خود نمايي کند ، البته مثل هميشه ماهي گرفتن از آب گل آلود وظيفه بعضي ها شده بود که اينگونه القاء کنند که " مردم يزد از دولت بريده اند: همان يزدي که دکتر احمدي نژاد پس از قم و اصفهان بيشترين راي را (البته به نسبت جمعيت ) در آنجا آورد .اما استقبال پرشور مردم ساير شهرستانها تمام اين نقشه ها را نقش بر آب کرد.


                   
    در استاديوم شهيد نصيري دکتر احمدي نژاد درباره يزد گفت:« من يزد را بيشتر از ساير استانها دوست دارم.»
    عصر همان روز دکتر احمدي نژاد با ايثارگران و خانواده هاي شهدا ديدار کرد و نمونه هاي بسيار جالب و متنوعي از ابراز علاقه شديد دولت و ملت کشورهاي مختلف نسبت به ايران را ذکر کرد. سخن دکتر احمدي نژاد وقتي به خدمات رساني بنياد به خانواده شهدا و ايثارگران رسيد همهمه سالن را فرا گرفت و چند نفري به ميان صحبتهاي رئيس جمهور پريدند و از استاندار و رئيس بنياد شهيد استان و رئيس کل بنياد شهيد و امور ايثارگران گله گي کردند. آن هم با فرياد !


                         
    با يکي از وزراء که صحبت ميکردم ميگفت: اين وضعيت در تمام سفرهاي استاني دولت بوجود آمده و اين بندگان خدا هم حق دارند. چون به درستي به آنها نمي رسند.
    دکتر احمدي نژاد با شکيبايي خاصي به آنها پاسخ مي گفت و در آخر مراسم روي آنان را بوسيد و از آنان دلجويي کرد و استاندار را موظف به رسيدگي به اين امر ساخت.
      نکته جالبي که در اين بين مشهود بود هجوم عکاسان در موقع بروز اين اعتراضات به سمت فرد معترض بود که پياپي از او عکس مي گرفتند !


    به نظر مي رسيد اين جلسه براي رئيس جمهور خيلي مهمتر از ساير جلسات باشد چون نامه ها را شخصاٌ تحويل مي گرفت و در پايان مراسم در ميان فشار انبوه خانواده شهدا و ايثارگران به حرف تک تک آنها با صبر و حوصله گوش ميداد. ضمناٌ سخنراني دکتر احمدي نژاد در اين مراسم بسيار پر شور هيجان تر از ساير مراسم ها بود.
    در آن روز قرار بود رئيس جمهور به بافق و خاتم هم سفر کند ولي طوفانهاي شديد مانع از تحقق اين امر شد و باعث گرديد وي براي حضور در اين شهرها يک روز بيشتر در يزد بماند.
    جلسه بعدي که با تاخير هم آغاز شد ديدار با نخبگان يزد بود.
    مجري جلسه پيرمرد شاعري بود که قبل از صدا زدن هر يک از نخبگان در نظر گرفته شده براي سخنراني بيتي شعر از خود يا ساير شعرا را مي خواند.


    نخبگاني که قرار بود سخنراني کنند يک به يک پشت تريبون آمدند؛ دکتر شايق سخنران بسيار محبوب و حافظ کل قرآن و استاد دانشگاه اولين سخنران جلسه بود که با يادآوري اين جمله اميرالمومنين (ع) که فرمود : " عدالت در توصيف بسيار آسان ليکن در عمل بسيار سخت است" از دولت خواست نهايت سعي خود را بکند تا هر کسي در جاي خود قرار بگيرد تا امور کشور به جلو برود.


    دکتر فنايي خواستار توجه بیشتر به صنعت شد ، دکتر افلاطونیان پیشنهاد ایجاد قطب پزشکی در یزد را داد.
    نماینده زرتشتی ها (آقای مهربان) هم صحبت کرد و گفت یزد 5000 زرتشتی دارد که سالهاست با مسالمت و صمیمیت با یزدیهای مسلمان زندگی می کنند و تا بحال مدارس زیادی مانند مدرسه مارکار و نیز بیمارستانهای متعددی مثل بیمارستان بهمن و نیز بیمارستان گودزر را ساخته اند.


    آخرین سخنران هم پیرمردی کشاورز به نام آسایش زارچی بود که فضای سنگین جلسه را شکست و با لحنی عوامانه مطالب بسیار جالب و مهمی را گوشزد کرد.می گفت این بادهای سرخ و سیاهی که امروز مانع از سفر رئیس جمهور به چند شهرستان شد چند برابرش را ما سالها تحمل میکردیم اما امروز با کمک مسئولین این باد و خاکها بسیار کم شده است. پیر مرد در جایی دیگر از سخنانش که متاسفانه توسط صدا و سیما (چه در یزد و چه در مرکز) سانسور شد گفت : من معتقدم 3 نفر بخوبی این مملکت و انقلاب را شناخته اند ؛ یکی اش امام خمینی (ره) بود . دیگری مقام معظم رهبری و سومی هم شما بودید. چون شعار «ما می توانیم .» شما را به عینه خودم احساس کردم و توانستم با 3 کیلو چوب انار 40 کیلو انار برداشت کنم ! که در این هنگام تشویق حضار که اکثراٌ هم دکتر و مهندس بودند فضای سالن را پر کرد .


    بعد از اتمام حرفهای پیرمرد ، مجری از رئیس جمهور تقاضا کرد تا سخنرانی خود را آغاز کند اما به محض بلند شدن رئیس جمهور چند جوان که در کنار هم نشسته بودند از جا برخاستند و فریاد زدند « آقای رئیس جمهور ما هم حرف داریم » که وقتی رئیس جمهور متوجه این فریادها شد آنها را به پشت تریبون دعوت کرد.


    یکی از آن چند جوان پشت تریبون آمد و گفت :« من متاسفم که جامعه 50000 نفری دانشجویان نماینده ای برای سخنرانی ندارد ولی 5000 تا زرتشتی نماینده برای سخنرانی دارد.»
    حرف آن دانشجوی افراطی واکنش حضار را بر انگیخت و جمعی از زرتشتیان جلسه را به نشانه اعتراض ترک کردند که با تلاش رئیس حوزه علمیه خواهران یزد آنها بازگشتند.


    دانشجوی مزبور در حالی این حرف را می زد که یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد یزد به عنوان نماینده دانشجویان و نخبگان جوان صحبت کرده بود.
    وی ادامه داد : آقای رئیس جمهور کاش به یزد نیامده بودید چون همه خیابانها در این چند روزه آسفالت و خط کشی شده اند و این را ما نمی خواهیم . از قضاء رئیس شورای شهر یکی از شهرستانها در کنارم نشسته بود و به من گفت : خدا لعنت کند دروغ گو را ، ما از ترس همین تهمت ها 2 ماه است که آسفالت کاری را تعطیل کرده ایم ؛ به حدی که داد مردم هم درآمده.


     بعد از حرفهای تند و نامعقول آن دانشجو رئیس جمهور به روی سن آمد و از یزد و علمایش بسیار تمجید کرد. یکی از نکات جالبی که دکتر احمدی نژاد به آن اشاره کرد آن بود که می گفت : من هر وقت می خواهم برای دانشجویانم مهندسی را تعریف کنم می گویم مهندس کسی است که او را در بیابانی رها کنند و او به هر طریقی بیابان را آباد کند و یزد و یزدی ها نمونه ای از این تعریف هستند ، یزدیها کویر برهوتی را تبدیل به گلستان نموده اند.
    دکتر احمدی نژاد در آنجا به دانشگاه آزاد هم اشاره هایی داشت و گفت : پرداختن ما به دانشگاه آزاد منجر به آن شد که افرادی که منافعشان در خطر بود در جاهای دیگر ضربه های شدیدی به ما وارد کردند.


    جلسه آن شب ساعت 35/11 به پایان رسید.
    بعد از جلسه انتظار شام را می کشیدیم که پس از مدتی متوجه شدیم این انتظار توهمی بیش نیست!
    فردای آن روز را رئیس جمهور به شهرهای اردکان ،میبد ، صدوق ،تفت و بافق سفر کرد.
                         
    یکی از چیزهایی که در این  شهرستانها مشهد بود ، دستنوشته هایی  بود که در دستان مردم قرار داشت ، بعضاٌ جملات بسیار زیبایی بر روی مقواها نقش بسته بود.


    = برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست.
    = احمدی نژاد : I love you !
    = آفتابگردان ولایت باشیم نه آفتابه گردان ابلیس
    = چه کسی می خواهد من وتو ما نشویم؟ خدا عقلش دهد !
    - چادرملو(یکی از معادن شهرستان بافق که اخیرا به شهرستان اردکان(زادگاه خاتمی) الحاق شده) حق مسلم ماست !
    = پیش از تو هیچ رودی را نمی شناختیم که در کویر هم جاری شود


                         
    در شهرستان میبد پلا کارد بزرگی در ابعاد 3 متر در 5 متر زیر پروژکتور ورزشگاه شهید چمران نصب شده بود که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کرد .
    روی آن نوشته شده بود :
    « آقای دکتر ! برای نابودی فقر و فساد و تبعیض فقط 871 روز باقیست.»
    مردی از شهر تبریز آمده بود تا مشکل خود را با رئیس جمهور مطرح سازد.


    در هریک از شهرستانهای استان رئیس جمهور قول افتتاح حداقل 2 سالن ورزشی را به جوانان آن شهرستان می داد که مورد تشویق جوانان اعم از دختر و پسر قرار می گرفت.
    در جلسه هیئت دولت 110 مصوبه برای آبادانی یزد تصویب شد که دل مردم و مدیران را بسیارشاد نمود. خیلی از اعتبارات قبل از خروج  دولت از استان در حساب دستگاههای مربوطه بود.


    لغو موقت سفر احمدی نژاد به خاتم که علت آن بدی آب و هوا بود این گمان را بین مردم شهرستان خاتم تقویت کرد که رئیس جمهور به خاتم نخواهد رفت که این امر با اعتراض برخی مواجه شد که منجر به شکسته شدن شیشه چند بانک شد.
    با عموم مردم که راجع به احمدی نژاد حرف می زدم از خستگی نا پذیری او صحبت می کردند،


    برای روشن شدن این مطلب برنامه یک روز ا زسفر او را با هم مرور می کنیم :
    پنج شنبه :
    دیدار با علما و روحانیون یزد ، دیدار با مردم شهرستان اردکان ،دیدار با مردم شهرستان میبد ، دیدار با مردم شهرستان صدوق ، دیدار با مردم شهرستان بافق ، برگزاری جلسه هیئت دولت ، برگزاری جلسه با مدیرا ن استانها و چند جلسه رسمی و غیر رسمی دیگر.


    دکتر احمدی نژاد و هیئت وزیران ساعت 2.5 شب کارها را رها کردند و خوابیدند و ساعت 4.5 برای قامه نماز و ادامه کارها از خواب بر می خواستند یعنی در مجموع 2 ساعت خواب در شبانه روز!
    با رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد که حرف می زدم متوجه شدم وی به شدت نسبت به سلامتی رئیس جمهور وهیئت دولت با این روند و فشار کاری وحجم پرواز ها (سفر با هلیکوپتر بسیار طاقت فرساست و موجب خستگی  شدید می شود) ابراز نگرانی می کرد.
    یکی دیگر از مدیران استانی می گفت : اینها دوپینگ کرده اند! و الا ما که بریدیم!!


    این چند روزی که دکتر احمدی نژاد در جمع مردم استان یزد حضور داشت مردم این دیار تلاش و دوندگی زیاد این دولت رابه عینه دیدند و ارادت زیادشان به دولت بیشتر شد.
    افرادی را می شناختم که از بابت گرانی ها از دولت رنجیده خاطر بودند ولی با ملاحظه این حجم از سعی و کوشش تمام گلگی های قبلی خود را فراموش می کردند.
    در این مدت وزراء هم در شهرستانهای مختلف استان بی هیچ تشریفاتی رفت و آمد داشتند.


    دم در مساجد یکی از شهرستانها ایستاده بودم که متوجه شدم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چند متر آن طرف تر و جلوی خانه امام جمعه شهرستان از اتومبیلش پیاده شد .باتفاق بچه های هیئت به سمت خانه امام جمعه رفتیم و خیلی راحت و بی هیچ بازرسی وارد خانه شدیم و 15 دقیقه ای با وزیر راجع به مسائل مختلف فرهنگی شهرستان صحبت نمو دیم و صفارهرندی هم با سعه صدر به تمام آنها پاسخ گفت.


    از رئیس دانشگاه علوم پزشکی یزد شنیدم که بعلت خرابی هوا پروازی که قرار بود وزیر بهداشت با آن به  تهران برود لغوشد و وزیر تصمیم گرفت زمینی مسیر را طی کند. هر چه اصرار کردم با پرواز بعدی برود و راه زمینی خطرناک است نپذیرفت. در طول مسیر تا  مسافت محدودی را با او بودم و مرتب از مشکلات بهداشت و درمان استان می گفتم اما وزیر در این بین مرتب با تسبیحش ذکر می گفت.


    یکی از مدیران استانی می گفت : جلسه هیئت دولت که تمام شد رئیس جمهور همراه با هیئت وزیران و مدیران استان شام را صرف کرد. آن هم ساعت 1 نیمه شب! شام هم جوجه کباب بود. او تعریف می کند که خدا شاهد است سال 1373 که هاشمی رفسنجانی به یزد آمد سفره ای برای عموم مردم در محل استانداری انداختند که فقط سه نوع سالاد در آن سفره مشهود بود از شرح کباب و جوجه کبابها وباقی قضایا بگذریم.


    به هر صورت همه فکر می کردیم احمدی نژاد پس از اتمام سفر 7-8 ساعتی را خواهد خوابید اما با کمال تعجب دیدیم که بعد از یزد احمدی نژاد سر کو چکی هم به مشهد زد وبه زیارت حضرت ثامن الحجج (ع) رفت و در همانجا با نخست وزیر سوریه هم دیدار کرد!


    حالا دیگر همه اعم از موافق و مخالف می گفتند:
    عجب جونی داره این مرد!


     منبع: وبلاگ خاکريزيسم!



    محمد حق جو ::: سه‏شنبه 29/12/1385::: ساعت 8:21 عصر







    پاسخ به نامه يک مادر آمريکايي

    1385/12/26

    آقاي رييس جمهور؛
    به عنوان مادري که بوش پسرش را به زور به عراق برد و او را براي هميشه از من گرفت براي شما نامه مي نويسم.
    شايد شما ندانيد اما بسياري از مردم آمريکا از بوش دل خوشي ندارند و او را يک (...) مي دانند. ما او را رييس جمهور خود نمي دانيم؛ او با تقلب توانست وارد کاخ سفيد شود و قانوني نيست. حتي بسياري از مادراني که فرزندانشان به عراق اعزام نشده اند هم با من هم عقيده اند وآنها هم بوش را يک (...) مي دانند.
    آقاي رييس جمهور ما همانقدر از جنگ بيزاريم که از بوش و دار و دسته اش. خواستم به شما اطلاع دهم که اگر قصد داريد به آمريکا حمله کنيد، بسياري از مردم اينجا هم مثل من هستند. ما فعلاً نمي توانيم جلوي حماقت هاي  بوش را بگيريم اما براي شما نامه نوشتم چون شمارا مردي خدا پرست و منطقي مي دانم.
    من از بوش و دولت امنيتي او نمي ترسم، اما براي آنکه نتوانند در برنامه هاي مبارزاتي من و همفکرانم  کارشکني کنند خواهش ميکنم  مشخصات من را محفوظ نگاه داريد.

    با تقديم بهترين آرزوها(...)
    ------------------
    بسمه تعالي
    مادر محترم سلام عليکم
    ابتدا بابت تأخيري که در جواب دادن به نامه شما پيش آمده است عذرخواهي مي‌کنم. اين تأخير را به پاي گرفتاري و مشغله بيش از اندازه من بگذاريد.
    تا کنون تعداد زيادي از اين نوع پيام را دريافت کرده‌ام.
    اگر پسر شما از رفتن به عراق و تحميل فشار به مردم آن ديار ناراضي بوده است، مطمئن باشيد که خدا به او کمک خواهد کرد و در جهان آخرت کساني که فرزند دلبند شما را به زور به جنگ برده‌اند بايد پاسخگوي خون او و ساير خون‌هاي ريخته شده باشند.
    اما در مورد نگراني شما، جوابتان را از طريق ايميل براي شما ارسال نکردم تا احياناً کساني که وارد حريم خصوصي شهروندان آمريکايي مي‌شوند و آنها را به طور غيرقانوني تحت کنترل دارند براي شما مشکلي درست نکنند، در عوض جواب شما را بر روي وبلاگ قرار مي‌دهم تا ساير کساني هم که ممکن است مانند شما بينديشند جواب خود را بگيرند.
    خانم محترم
    ما براي همه مردم دنيا احترام قائليم و جان و مال و آبرو و کرامت همه انسان‌ها از جملة مردم آمريکا براي ما محترم است و دين ما به ما اجازه نمي‌دهد آسايش و آرامش هيچ بشري را برهم بزنيم.
    حتي آن دسته از مادران ايراني که فرزند خود را به خاطر جنايات آمريکا در ايران از دست داده‌اند و يا فرزنداني که پدران و مادران‌شان به شهادت رسيده‌اند، راضي نيستند مردم آمريکا قرباني کج‌انديشي و خودخواهي‌هاي دولت‌مردانشان شوند. حتي دختران و پسران ايراني که تمام خانواده خود را در حمله ناو جنگي آمريکا به هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس از دست داد‌ه‌اند، مايل به آغاز هيچ‌ جنگي نيستند.
    ما هشت سال در برابر تهاجم همه‌جانبه صدامي جنگيديم که حمايت قدرت‌هاي جهاني را با خود داشت و هر اسلحه و هر امکان و هر اطلاعاتي را که نياز داشت، فوراً در اختيارش مي‌گذاشتند.
    حتي مردم ما از سلاح‌هاي شيميايي صدام هم در امان نبودند و صدام با چراغ سبز قدرت‌هاي بزرگ از جمله دولت آمريکا کشنده‌ترين سلاح‌هاي شيميايي توليد شده در غرب را بروي مردم مظلوم ايران آزمايش کرد.
    آيا فکر مي‌کنيد صدام و اربابانش در آمريکا و برخي کشورهاي ديگر چه سودي از تحميل اين هشت سال جنگ به ايران بردند؟ هيچ! حتي يک وجب از خاک کشور ما هم اشغال نشد. آنها به هيچ يک از خواسته‌هاي نامشروع خود نرسيدند.
    جوانان ما با سلاح ايمان از سرزمين خود دفاع کردند و دنيا را در بهت و حيرت فرو بردند.
    خواهرم
    بله؛ ما هم مانند شما از جنگ بيزاريم. البته از جنگ دفاعي نيز نمي‌هراسيم ولي معتقديم راههاي ديپلماتيک و مسالمت‌آميز براي جلوگيري از زورگويي‌ها و زياده‌خواهي‌هاي آمريکا، رژيم غاصب صهيونيستي و انگليس فراوان است.
    به شما اطمينان مي‌دهم که ايران آغازگر هيچ جنگي نخواهد بود.
    متأسفانه امروز همه جهان گرفتار برخي قدرت‌ها و سياستمداران غيرخودساخته، قدرت‌طلب و آتش‌افروز است. روزانه هزاران نفر انسان بي‌گناه به خاک و خون کشيده مي‌شوند و مادران فراواني به عزاي فرزندان عزيزشان مي‌نشينند. عطش ثروت‌اندوزي و سلطه‌طلبي اين افراد سيري‌ناپذير است و فضاي تهديد و ارعاب زندگي را بر آحاد بشر و ملت‌هاي گوناگون تيره و تار کرده است و متأسفانه شما تنها آسيب‌ديدگان از اين خودخواهي‌ها نيستيد. همه‌روزه در فلسطين، عراق، افغانستان و جاي‌جاي جهان پدران و مادران فراواني در سوگ فرزندانشان غمگين مي‌شوند و فريادشان به آن سوي ديوار بلند قدرت‌هاي متکي بر ثروت و سلاح نمي‌رسد.
    مادر رنجديده اميدوارم مردم دنيا بتوانند سياستمداران خودخواه و جنگ‌طلبي را که همه چيز را فداي منافع چند کمپاني اقتصادي و گروه‌هايي خاص مي‌کنند، سرجاي خودشان بنشانند.
    مطمئن هستم شما و مردم آمريکا به دروغ‌سازي‌ها و تبليغات پيچيده و مسمومي که توسط شبکه تبليغي سرمايه‌داري متجاوز و غيرانساني منتشر مي‌شود، اعتماد نداريد و دنبال حقيقت هستيد و براي يافتن حقيقت تلاش مي‌کنيد.
    حتماً مي‌دانيد که رسانه‌هاي صهيونيستي و وابسته به باندهاي قدرت، بارها و بارها سخنان شخص من را نيز تحريف کرده‌اند و دربارة کشور ما نيز دروغ‌هاي متعددي به شما گفته‌اند. مي‌دانم در فضايي که شما در آن زندگي مي‌کنيد و با وجود آن همه رسانه‌هاي وابسته به گروه‌هاي خاص، يافتن حقيقت بسيار دشوار است، ولي با هوشمندي مردم آن ديار حتماً غيرممکن نيست.
    من متأسفم که بگويم مردم آمريکا در رابطه با جهان اطرافشان از طرف دولت آمريکا در يک سانسور مطلق زندگي مي‌کنند.
    مطمئن هستم اگر مردم آمريکا بدانند که ماليات‌هاي آنها صرف چه اموري مي‌شود، حتي حاميان سرسخت دولت نيز در اعتراض به خيابان‌ها خواهند ريخت.
    کاري که از دست شما بر مي‌آيد اين است که در حد توان خود فضاي دروغ و فريبي را که رسانه‌هاي وابسته در آمريکا ايجاد کرده‌اند بشکنيد و در حد وسع خود براي آشکار شدن حقيقت تلاش کنيد.
    مادر محترم
    از خدا مي خواهم جهاني که در آن زندگي مي‌کنيم، هيچ‌گاه تاريکي و ظلمت جنگ را بر خود نبيند و مردم دنيا بتوانند خواست و نداي صلح‌طلبي خود را به گوش جنگ‌طلباني که در لباس دولتمرد ظاهر شده‌اند و خود را قيم ديگران مي‌دانند، برسانند.
    اميدوارم با خروج هرچه سريعتر نيروهاي اشغالگر آمريکايي از عراق، صلح و آرامش و برادري به منطقه ما برگردد و مردم عراق نيز بتوانند در کنار خانواده و در دوستي و محبت ادامه زندگي دهند و جوانان آمريکايي نيز در کنار خانواده خود به کشور خود خدمت کنند.
    اگر به خدا تکيه کنيد موفق خواهيد بود.
    منبع: سايت شخصي دکتر محموداحمدي نژاد



    محمد حق جو ::: دوشنبه 28/12/1385::: ساعت 8:44 عصر

    سالروز شهادت هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت حضرت امام رضا عليه السلام تسليت باد




    محمد حق جو ::: دوشنبه 28/12/1385::: ساعت 7:20 عصر










      خورشيد، خجل از غروب نور قبة الخضراء


     سر پيامبر در دامان علي عليهماالسلام


     


    پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) در تاريخ 28 صفر سال 10 هجرى در مدينه منوره چشم از جهان فرو بستند و به لقاء الله پيوستند، و اين در حالى بود که سر در سينه برادر خويش على بن ابى طالب (عليه السلام) داشتند: (و لقد قبض رسول الله...): و رسول خدا در حالى قبض روح شد که سر بر سينه من نهاده بود و جانش در ميان دستانم گرفته شد و من دستم را بر چهره ايشان کشيدم و من متولى غسل آن حضرت شدم و ملائکه مرا کمک مى‌کردند، تا آن که او را در ضريحش به خاک سپرديم ... (1)


     


    و در غم رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله) در حالى که حضرت را غسل مى‌داد و کفن مى‌کرد، چنين فرمود: (بأبى أنت و أمى يا رسول الله لقد انقطع بموتک...): پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! همانا با مرگ تو از نعمتى محروم شديم که با مرگ ديگران از آن محروم نمى‌شديم و آن، نعمت نبوت و اخبار آسمانى بود. مصيبت تو آنقدر بزرگ است که ما را به خاطر تمام مصيبت‌هاى ديگر تسليت مى‌دهد و از اين جهت، تو منحصر به فرد هستى و همه مردم در سوگ تو ماتم‌زده هستند و از اين جهت عموميت دارى و اگر نبود که تو ما را به صبر امر فرمودى و از جزع و ناله نهى نمودى، سرچشمه‏هاى اشک را خشک مى‌کرديم و درد و غم ما همواره باقى مى‌بود و اندوه ما زدوده نمى‌شد و اينها نيز براى تو اندک است، ولى مرگ را نمى‌توان برطرف کرد، پدر و مادرم فداى تو باد! ما را نزد پروردگارت ياد کن و در خاطر خود نگهدار! (2)


      


    رسول خدا (صلى الله عليه و آله) لحظاتى پيش از رحلت فرمود: (براى من کاغذ و دواتى بياوريد تا مکتوبى بنويسم که پس از من گمراه نشويد!) در اين لحظه، عمر بن الخطاب گفت: "اين مرد هذيان مى‌گويد و بيمارى بر او غلبه کرده است! ما را کتاب خدا بس است!" و شعار "حسبنا کتاب الله" را سر داد که نقض کننده فرمايش نبى اکرم (صلى الله عليه و آله) إنى تارک فيکم الثقلين... از همان مجلس ريشه گرفت.


     پس از آن، در حالى که على (عليه السلام) هنوز در حال غسل و تدفين پيامبر بود، گروهى در محلى به نام (سقيفه) جمع شدند و در امر خلافت نزاع آغاز کردند و سرانجام ابوبکر را به عنوان خليفه برگزيده، با او بيعت کردند و اين، آغاز مسيرى بود که به نوبه خود نتايجى به همراه داشت.


     پي‌نوشت‌ها:


     


    1- نهج البلاغه، فيض الاسلام: خطبه 88 .


     2- نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 226.


    منبع : رجا نيوز


     



    محمد حق جو ::: دوشنبه 28/12/1385::: ساعت 6:17 عصر

    اربعين سيّد و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام تسليت باد.


    يکي از نشانه هاي موءمن خواندن زيارت اربعين است



    محمد حق جو ::: جمعه 18/12/1385::: ساعت 10:33 عصر

       1   2      >
    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 39
    بازديد ديروز: 41
    کل بازديد :12612

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<

    >> پيوندهاي روزانه <<

    >>آرشيو شده ها<<

    >> موضوعات وبلاگ <<

    >>پاينده باد جمهوري اسلامي ايران<<
    نیمه دوم اسفند 85 - اصول گرا

    >>ديگر پايگاهها<<

    >>لوگوي دوستان<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>طراح قالب<<