در باره گوجه فرنگي و سيب زميني
مدتي است بحث گوجه فرنگي و سيب زميني داغ است و قيمتهاي بالايي را به خود اختصاص داده است. قبل از پرداختن به مطلب عرض مي شود مدتي است سيب زميني با نرخ مصوب در بعضي از فروشگاههاي عمده به قيمت کيلويي 330 تومان عرضه مي شود که از کيفيت خوبي برخوردار است و مشابه آن قيمتي نزديک به دو برابر دارد. و اما آقاي گوجه فرنگي که از جايگاه بالايي برخوردار شده در دو نوع زميني و گلخانه اي در بازار وجود دارد که تفاوت قيمت زيادي با هم دارد علتش هم اين است که گوجه ميوه اي است که بيش از چهارماه پس از کاشت بار مي دهد و توليد آن به صورت گلخانه اي در غير فصلش براي مناطق سردسير هزينه بر است و چون بازار آن تضميني ندارد بيشر گلخانه داران به کاشت خيارسبز که مدت زمان کاشت تا باردهي آن يک سوم گوجه است رغبت دارند. اما زماني که سرماي زودرس گوجه هاي مناطق سردسير را بزودي از بين ببرد و گوجه مناطق گرمسير هم نرسيده باشد و مردم هم تقاضايشان را براي خريد نخواهند متناسب با وضع پيش آمده تنظيم کنند و مافياهاي اقتصادي و احياناً سياسي هم بخواهند از اين آب گل آلود ماهي بگيرند، قيمتها به يک باره چند برابر مي شود. با اين احوال قيمت گوجه گلخانه اي تا 1500 تومان و گوجه زميني تا 800 تومان رسيد. اما علي رغم اينکه غالب مصرف مردم گوجه زميني است بر سر زبانها قيمت گوجه گلخانه اي مي باشد. هم اکنون قيمت گوجه در هر دو نوع کاهش يافته و با افزايش عرضه، گوجه زميني با کيفيت متوسط کيلويي 350 تومان عرضه گرديده. اين نکته هم لازم است بدانيم که کشاورزان زحمت کش در همين سالجاري گوجه را کيلويي 45 تومان مي فروختند که همان هم کيلويي 200 تومان دست خريدار را مي گرفت. لذا بخش اعظم قيمت تره بار مربوط به شبکه توزيع است که اگر رعايت انصاف شود و همه به سود کم قانع باشيم اوضاع بهتر مي شود.
|
حرف رايس و سخنگوي خاتمي دروغ از آب درآمد |
|
با گسترش جنجال نامه ننگين 2003 دستگاه سياست خارجي وقت ايران به آمريکا، « تريتا پارسي » رئيس شوراي ايرانيان آمريکايي تبار موسوم به « نياک » و از کارشناسان مسائل ايران در آمريکا در گفتگو با خبرگزاري APS به افشاي چگونگي برخورد آمريکا با نامه جنجالي 2003 پرداخت. پيش از اين رايس از سوي دستگاه سياست خارجي دولت بوش و عبدالله رمضان زاده هم از طرف دولت خاتمي وجود چنين نامه اي منکر شده بودند. رمضان زاده خط تبليغاتي حاميان دولت به دليل شکست سياستهاي خود در عرصه سياست خارجي را دليل انتشار اخباري درباره اين نامه جنجالي عنوان کرده بود. به گزارش رجانيوز، تريتا پارسي در ابتداي اين مصاحبه تاکيد کرد، « کارل روو »مهمترين مشاور جرج بوش رئيس جمهوري امريکا رونوشتي از پيشنهاد محرمانه ايران را براي برقراري مذاکرات مستقيم با امريکا در ماه مه2003 دريافت کرده است. رئيس شوراي ايرانيان آمريکايي تبار خاطرنشان کرد: اين پيشنهاد از دستان « باب ني » نماينده حزب حاکم جمهوريخواه و عضو سابق کنگره آمريکا منحصرا به روو تحويل داده شد.
پارسي در ادامه گفت: پيشنهاد مذاکره همان هفته اي در اختيار مشاور سابق بوش قرار گرفت که وزارت امور خارجه امريکا آن را از طريق نمابر حدود چهارم ماه مه2003 دريافت کرده بود. «تيم گولديمن» سفير سوئيس در تهران، باب ني را براي انتقال پيشنهاد مذاکره ايران به کاخ سفيد برگزيده بود، چون مي دانست نماينده سابق ايالت جنوبي اوهايو تنها نماينده اي است که در کنگره امريکا به زبان فارسي آشنايي دارد و بويژه به موضوعات مرتبط با ايران علاقه مند است. بر اساس اين گزارش گولديمن پيشتر نيز به ايرانيان براي نگارش متن پيشنهادي کمک کرده بود!! پارسي در تشريح نامه جنجالي 2003 مي گويد: ايران در اين پيشنهاد از آمادگي خود براي بررسي تعهداتي دراز مدت درخصوص برنامه هسته اي اش، همچنين درباره روابط خود با جنبش شيعه حزب الله لبنان و حماس خبر داده بود. پارسي با بيان اينکه انتشار پيشنهاد مذاکره ايران جنجال و اختلاف نظر گسترده اي ميان دولت بوش و منتقدانش در داخل و خارج از کنگره برانگيخت، افزود: افشاي هويت «روو» به عنوان دريافت کننده اين پيشنهاد بر نگراني ها و تنشهاي موجود درخصوص اين که چه افرادي از دولت بوش در ارتباط با اين موضوع نقش داشته اند را شدت بخشيد.
گفتني است، کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا هفته گذشته به هنگام شهادت در برابر کنگره، مشاهده پيشنهاد ايران را در سال2003 رد کرد و علاوه بر آن «فلاينت لورت» يک مسئول سابق در وزارت امور خارجه آمريکا را به خاطر مطلع نکردن فوري وي از اين موضوع در آن هنگام مورد سرزنش قرار داد. اما لورت چهارشنبه گذشته در کنفرانسي که در مقر کنگره در خصوص روابط آمريکا و ايران و با حمايت بنياد ساختار جديد آمريکا (New America Foundation) و نياک برگزار شده بود، در واکنش به انتقادات رايس با بيان اين که غيرممکن است وزير امور خارجه را درباره پيشنهاد ايران مطلع نکرده باشد، عذرخواهي وي را به دليل اين سرزنش خواستار شد. روو و رايس هر دو در سال2003 به همراه ديک چني معاون رياست جمهوري آمريکا از چهره هاي نزديک به بوش در زمينه سياست خارجي به حساب مي آمدند.
پارسي همچنين ادعاي بعدي رايس و چند تن ديگر از مسئولان وزارت امور خارجه آمريکا درباره اينکه گمان مي کردند سفير سوئيس در تهران خود پيشنهاد مذاکره ايرانيان را مطرح کرده است، مردود دانست و گفت: متن پيشنهادي ايران چه در آن رونوشتي که به روو تحويل داده شد و چه در آن نمابري که چند روز قبل از آن به وزارت امور خارجه ارسال شده، هر دو از قصد دولت ايران براي مذاکره حکايت دارند. يادداشتي که گولديمن سفير سوئيس در تهران به همراه متن پيشنهادي به باب ني ارسال کرد و سپس در اختيار روو قرار گرفت، مويد اين موضوع است که اين پيشنهاد را صادق خرازي معاون وقت وزير امورخارجه، درپي مشورت با گولديمن نوشته است. پارسي همچنين مدعي شده است: البته نگارش اين پيشنهاد تنها پس از گفت وگوها و رايزني ها با محمد خاتمي رئيس جمهوري وقت و کمال خرازي وزير امور خارجه در دستور کار قرار گرفت. منبع: رجا نيوز |
براي شهردار يزد آقاي شايق:
علي رغم خدمات قابل تقدير شهرداري يزد بويژه در خصوص پلهاي ارتباطي، بايد گفت اشکالاتي نيز در کارشان وجود دارد که با دقت بيشتر قابل رفع مي باشد. لذا به چند مورد اشاره مي شود. 1- اخيراً مشاهده شده شهرداري اقدام به آبياري قطره اي درختاني نموده که دهها سال به صورت غرق آبي آبياري شدند و ريشه ها در سطح وسيعي گسترش يافته و در آبياري قطره اي به هيچ وجه امکان اين که بيشتر از ده درصد ريشه به آب دسترسي يابد وجود ندارد و رفته رفته درختهايي که با زحمات فراوان به اينجا رسيده شادابي خود را از دست داده و خشک خواهند شد. نمونه اين در بلوار 17 شهريور اجرا شده است. کارشناسان شهرداري خوب مي دانند که آبياري قطره اي براي درختهايي است که از نونهالي به صورت قطره اي آبياري شدند.
2- سالهاست درختهاي اوکاليپتوس در شهر يزد در معابر توسط شهرداري و يا مردم کاشته شده که به واسطه رشد سريع آن مزاحمتهايي را براي شبکه برق رساني دارد. لذا به جاي اينکه از رشد بي رويه اين درختها جلو گيري شده و مهار شوند از سوي شهرداري يا اداره برق فضاي سبزي که با صدها هزار متر مکعب آب رشد يافته به يکباره قلع و قمع مي گردند. و ملاک اصلاح درخت قد فردي است که ارّه موتوري به دست دارد و بسياري از درختها که در همان قسمت پايين هم که بريده مي شوند به علت شکسته شدن در حين برش قسمتي از تنه پاييني درخت که بايد سالم بماند نيز شکسته شده که درخت پس از دهها سال باز نمي تواند خود را ترميم نمايد.
3- بعضي از دست اندازهايي که با آسفالت توسط شهرداري ايجاد مي شود به هيچ وجه استاندارد نيست و بقدري بلند است که ته بسياري از ماشينهاي سواري به آن گير مي کند. لذا براي حل اين مشکل يا شهرداري به ارتفاع ماشينها توجه کند و اگر باور دارند کارشان صجيج است از کارخانه هاي خودرو سازي بخواهند ارتفاع خودرو ها را بيشتر بگيرند.
4- بعضي از چاله چوله هاي کوچه ها و معابر پس از گذشت سالها هيچ اقدامي براي رفع آن نمي شود! اگر شهرداري مأمورين فراوان خود را که در سطح شهر به صورت گسترده نظارت بر ساخت و سازها و غيره دارند را موظف کند هر کسي در محدوده مأموريتش اگر چنين مواردي را مشاهده کرد کتباً به قسمت مربوطه گزارش نموده و رفع آن را پي گيري کند، اين مشکل بدون هزينه اضافي براي شهرداري حل شده و خدمت رساني بزرگي به مردم شده است.
موفق باشيد
يکي از شهروندان يزدي
چرا شهر مقدس قم؟!
«19 بهمن، قم ميزبان هاشمي رفسنجاني»؛ اين خبري همراه با عکس در صفحه اول روزنامه جمهوري اسلامي «ارگان هاشمي رفسنجاني در تاريخ 8/11/85 است!؟ توضيح خبر هم اين است که؛ «هاشمي براي سخنراني در همايش پژوهش برتر حکومت اسلامي و ديدار با مراجع عظام به قم ميرود. شايان ذکر است که آيت الله هاشمي 21 دي ماه قرار بود با سفر به قم در همايش مبلغان ويژه محرم به سخنراني بپردازد و با مراجع عظام تقليد گفتوگو کند، ولي اين سفر به دليل بيماري سرماخوردگي وي لغو شد!!»
اين که تعداد سفرهاي پربار و البته مسأله ساز هاشمي رفسنجاني به شهر مقدس قم، پس از رياست جمهوري دکتر احمدينژاد افزوني چشم گير يافته، امري در خور تأمل است، هرچند که هاشمي، خاتمي، حدادعادل و ... در اين اين مدت با مردمدوستي زياد، اصولاً خيلي به سفرهاي استاني و دورهگرديهاي خارجي و ... روي آوردهاند!
واقعاً آيا هاشمي در 16 سال حاکميت سازندگي و اصلاح طلبي که فرهنگ سوخت و دين ستيزي آشکارا به انجام رسيد، مرجعيت و روحانيت آماج يورش حراميان اصلاحطلب واقع شد، آمران به معروف و ناهيان از منکر با دشنه و قمه اصلاح طلبان به شهادت رسيدند و خونشان در پرتو سازندگي و اصلاحات پايمال گرديد، و کمر اکثريت ملت در اقتصاد «اختصاصي ساز» دو رئيس جمهور خردگرا، شکسته شد و اقليت سرمايه خوار، حلقه مافيا را ايجاد کردند، و سياست خارجي ميدان ترکتازي اجانب را تا «پلمپ شدن داوطلبانه؟» تحقيقات هستهاي پيش آورد، و خيمه و خرگاه آمريکا و انگليس را در اطراف ايران برپا کرد و ... به اندازه اين يک سال و اندي به شهر مقدس قم مسافرت داشته است؟ آيا اين ديدارهاي پي در پي با مراجع عظام را در آن آتش سوزنده دين و دنياي مردم در کمتر از اين حد مورد نياز ديده است؟ آيا اين سخنراني هاي غرا و پژوهشگرانه با دلنگرانيهاي خطدهنده يا خط گيرنده براي ديپلماسي خارجي، اقتصاد داخلي، حزب سالاري و گروهگرايي در پرونده او چقدر ثبت شده و چه ميزان از آن در شهر قم ايراد گرديده است؟ آيا...
بر همگان اعم از مخالف يا موافق احمدينژاد، از نوجوان گرفته تا کهنسال روشن است که «هاشمي رفسنجاني» چرا و به چه علت اين همه «دغدغه» دارد و پژوهشها و برنامه هاي پرثمر گذشته اش با «ثمربخشي هاي بيشمار» در ديپلماسي خارجي و مشکلات داخلي با رفت و آمد به قم و ديدارها و گفتگوها يادآوري مي نمايد. اگر اعتراضي به اين ادعا هست. به ميان مردم بايد رفت و از آنها اين سؤال را پرسيد! البته اين مسأله روي پرده است و آشکاريها است. در پنهان چه مي گذرد!؟ يکي از بارزترين مصاديق را مي توان در تحليلهاي هاشمي رفسنجاني پيرامون مسأله هستهاي، حمله آمريکا به ايران و ... ديد که در واقع مجموعهاي از تهديدها، ارعابها و جو سازي عليه تصميمگيريهاي عزتمند احمدينژاد در ديپلماسي خارجي است. متاسفانه خطبههاي جمعه او نيز حجم زيادي از اين مسايل را در بر ميگيرد. آيا ملاقات با مراجع خالي از اين مساله است يا اين که دغدغههاي ديني و شريعتخواهي هاشمي به آن اضافه خواهد شد؟!
اما در مورد سفر اخير، طبق خبر درج شده در روزنامه هاشمي رفسنجاني، او به قم مقدس مي رود تا در همايش «پژوهش برتر حکومت اسلامي» سخن براند. واقعاً کدام «برتريهاي حکومت اسلامي را بايد در سخنان هاشمي، ديد.». «نبود منشأ الهي براي ولايت فقيه، و مشروعيت مردمي آن؟!!» يا شوراييشدن رهبري و مدتگذاري براي آن؟ يا «سرمايهسالاري اقتصادي مورد مدح و ثناي اين حکومت در ديدگاه هاشمي؟» يا خانوادهگرايي و مديريتهاي قومي، قبيلهاي، يا تعديل احکام شريعت و تعظيم و پذيرش سياستهاي بيگانگان و اجازه تعرض و دخالت به آمريکا و انگليس به بهانههاي مختلف در همه شؤون کشور و حکومت؟ يا اين که شيون براي «اختصاصيسازي» به جاي «خصوصيسازي» را بايد شنيد و از اين که در دولت اسلامي احمدينژاد، دست غارتگران کوتاه شد و «خصوصيسازي» ميرود تا در واقعيت امر، امور اقتصادي را به مردم واقعي واگذار کند، و نه خويشاوندان و نورچشميها و ... «آيا در اين سخنراني» برتريهاي حکومت اسلامي بررسي مباني حضرت امام خميني سلام الله عليه به بحث گذاشته ميشود که هاشمي پي در پي به آن تعريض ميزند، يا نمونه بيبديل حکومت اميرمؤمنان عليهالسلام که شريعت علوي عليهالسلام را براي خويشاوندان بيش از ديگران با جباريت الهي به اجراء گذارد؟ آيا اين «پژوهش برتر حکومت اسلامي» در بيان هاشمي رفسنجاني به کدام مقوله تئوري يا عملي خواوهد پرداخت؟ از دورهگرديهاي «محمدخاتمي» يار و برادر و حمايت شونده «هاشمي» به آمريکا و انگليس و سوئيس، و دستاوردهاي پربار آن براي اسلام و روحانيت سخن گفته خواهد شد؟ مثلاً اين که در آمريکا «اسلام متفاوتي را تعريف کرد؟!! و «هولوکاست را واقعيتي تاريخي خواند»، و «رژيم غاصب و جنايتکار اسرائيل را در آغوش پرمهرش قرار داد» و در انگليس با «عمامه و عبا» براي گرفتن «شال قرمز دکتراي افتخاري از کفار» سر تعظيم فرود آورد و اينک در سوئيس نامزد رياست جمهوري آمريکا را چون «جان جانان» به همسخني نشسته، و خبر از مصاحبهي او با روزنامه اسرائيلي ميآيد که به وسيله ابطحي کاتب او تکذيب ميشود ؟! ولي عکس خاتمي در کنار خبرنگار اسرائيلي ميتواند ناگفتههايي را بگويد و خدا ميداند که در اين ميهمانيها چه ميگذرد؟ و البته «خاتمي» منصوب هاشمي رفسنجاني در مثلث تحقيقات استراتژيک مصلحت نظام است، پس از پيروزي دکتر احمدينژادى!!
يک احتمال هم وجود دارد که هاشمي رفسنجاني برتريهاي حکومت اسلامي را در «حجاب، ورزش و اقامت در انگليس، همکاري با مسعود بهنود در نوشتن کتاب زنان قهرمان توسط دخترش، و شرکت فرزندانش در قراردادهاي نفتي و اسکلهسازي و نبوغ ذاتي آنها در جمعآوري اقتصاد کشور که يک مورد کوچک 15 ميليون دلاري آن از سوي «مهدي هاشمي» جهان خارج را شگفتزده کرد و تلاش فاطمه و فائزه در رأي اول آوردن «پدر» در انتخابات اخير که با «گرفتن هزاران کارت نظارت» به انجام رسيد و ... اشاره داشته باشد. از سوي ديگر بايد ديد، اشتياق به اين ملاقاتها و گفتوگوهاي مکرر با مراجع عظيمالشأن از سوي هاشمي رفسنجاني چه انگيزه و هدفي دارد؟ واقعا ًوقتي هاشمي، سازنده فيلم «مارمولک» را «مأمور تهيه فيلم تبليغاتيش» در انتخابات نهم کرد، و خود شخصاً نقش اول آن فيلم را در گفتار و رفتار خلاف شرع عهدهدار شد، و عزم يکپارچه ملي را عليه خويش به عنوان «دارنده لباس روحاني حريمشکن» موجب گرديد، به مراجع عظام و نظرات آنان کمترين توجهي داشت؟ همينگونه است 16 سال بيدادي که ازسوي او و همپالکياش خاتمي بر کشور امام زمان(عج) در اقتصاد و سياست و فرهنگ رفت. آيا هاشمي ميپندارد ساحت مقدس مراجع عظام فجايع انجام گرفته توسط او را به فراموشي خواهد سپرد؟ آيا هاشمي مرجعيت را چون احزاب و سايتها و مطبوعات پنداشته که «شاگرد اولي» تصنعي او را در مجلس خبرگان با هدفمندي خاص وي دنبال کند هاشمي بايد بداند مرجعيت شيعه آگاهترين و مقدسترين جايگاهي است آلودگيهاي سياسي آن را در دام خود گرفتار نخواهد کرد.
نکات حائز اهميت در سفر هاشمي به قم را از خبر روزنامه «جمهوري» ميتوان دريافت که اين سفر بايد در تاريخ 21 ديماه انجام ميگرفته ولي به دليل «سرماخوردگي» هاشمي به 19 بهمن تغيير يافته است.
نکته اول: آيا اين همايش بسته به سخنراني «هاشمي» است که با امر مهم سرماخوردگي او تغيير تاريخ ميدهد و يا «برتري حکومت اسلامي» نياز به «وجود هاشمي» دارد؟ کداميک؟
نکته دوم: گفته ميشود در تاريخ پيشين هاشمي در همايش يا نمايش مجمع محققين و مدرسين قم – گروه دوم خرداي – سخنراني داشته است. يا براي مبلغان در جلسه ديگر قرار سخنراني داشته است. در اين راستا ميتوان گفت: اولا هاشمي در تقابل با احمدينژاد آشکارتر دوم خردادي شده است، آن هم از نوع مجمع پربار محققين و مدرسين! ديگر آن که به هر حال هاشمي «بايد به قم برود.» بهانه آن به هر صورت و با هر بهايي بايد مهيا شود.
سومين نکته به «بيماري سرماخوردگي هاشمي» ارتباط دارد. اين بيماري سهمگين!! که تاريخ سفر به شهر مقدس قم را از 21 ديماه تا 19 بهمنماه به تعويق مياندازد؟ بديهي است براي هاشمي و همطرازان او که بيش از دو دهه در رفاهي فوق تصور به سربردهاند، «کمتر از سرماخوردگي هم نيازمند بگير و ببند و درمان و دارو و قشونکشي و تعطيل و تغيير و غيره» باشد. اما اين «مردمگرايي عاشقانه»اي که پس از روي کارآمدن دکتر احمدينژاد، هاشمي و همطرازان سياسياش را اينگونه رنجور کرده، چه معنايي دارد؟ به درستي ميتوان انتخاب 19 بهمن را، يک شگرد سياسي با هدفمندي ويژه ارزيابي نمود، که بالأخره ملت فهيم و زيرک آن را درخواهند يافت.
اما چرا «شهر مقدس قم» جولانگاه اهداف و اغراض سياسي گرديده است؟ آيا ماجراي 15 خرداد 85 کافي نيست تا بزرگان قم پشت پردهها را دريابند؟ به هرحال هاشمي براي رسيدن به هدف، امروز «قم» را وسيله قرارداده است، هرچند که کريمه اهل بيت سلام الله عليها نخواهد گذارد سياسيکاران با ابزارسازي از «قم» به اهدافشان برسند. اما توصيههايي که ضروري است پيش از ورود «هاشمي» به قم مورد توجه واقع شود:
1. طلاب حوزه امام صادق عليهالسلام به منظور در امان ماندن از ضرب و شتم، دستگيري و زندان و محکوميت به شلاق و تبعيد و ... در مسير هاشمي قرار نگيرند.
2. هيچکس و هيچکس، هيچ پرسش، درخواست پرسش يا تقاضايي کتبي و شفاهي از هاشمي نداشته باشد. چه در امور اقتصادي و فرهنگي او و خانوادهاش، چه در مورد برنامهها و راهکارهايي ويرانگر 16 سال گذشته، چه در ارتباط با نحوههاي پنهان و آشکار تقابل يا تعامل!! با دکتر احمدينژاد و دولت اسلامي او!
3. گروه ضربت حامي هاشمي رفسنجاني حتماً در آمادهباش هستند، رهگذران، درخواستکنندگان پرسش، علاقمندان به احمدينژاد، و ضربتخوردگان از فقر و فساد و تبعيض برآمده از دوران سازندگي و آگاهان به ريشه فتنهها، تحريکات، تهديدها و تخريبگريهاي کنوني عليه احمدينژاد مراقب خود باشند.
4. شعار «هاشمي پاينده باد» يا «هاشمي خبره اول ايران» يا... از پيش آماده باشد تا مبادا «هاشمي رفسنجاني» از کمرنگي استقبال «قميهاي مقدس و آگاه» رنجور شود.
5. شبنامههاي با امضاء!!؟ مانند آنچه در تقدير، ستايش و تقديس هاشمي از سوي «جمعي از فضلاي حوزه علميه» صادر شد و در روزنامه «جمهوري» به چاپ رسيد، به تعداد زياد توزيع شود و يک راهپيمايي پرشور با هر وسيله و هر هزينه حتي با آوردن افرادي به قم در استقبال از «هاشمي» انجام گيرد.
6. شاگردان امام صادق عليهالسلام، و افراد و گروههاي مؤمني که «هاشمي» را درگذشته و حال به لحاظ تئوري و عملي به خوبي شناختهاند، و بيش از «تحرکات سياسي عليه دولت جديد» از ديدگاههاي مغاير او با «ولايت فقيه و اساس نظام اسلامي» عصباني و نگرانند، در خانه بمانند، تا هم سلامت جسميشان محفوظ باشد، و هم از تهمت و افترا و تبعيد و اخراج و ... مصونيت يابند.
7. نکته پاياني آن که با توجه به اعلان خبر اين سفر 11 روز پيش از وقوع آن، حتماً بايد قم در دهه دوم محرم نيز با آذين بندي و کارناوال و وغيره، طبق راهکار انتخاباتي «هاشمي» در تهران به استقبال بيايد. «اين امر قطعاً از سوي سازمانهاي دولتي نبايد به اجرا در بيايد» اما دفاتر احزاب دوم خردادي، گردانندگان سايت انتخاب، مجريان ستادهاي انتخاباتي معين، هاشمي، کروبي، قاليباف در قم و افرادي از اين دست ميتوانند برنامههاي خوبي را تدارک ببينند.
فاطمه رجبي
منبع: يزد فردا
يا حسين
محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است امام خميني (ره)
|
تناقض يک ادعا با بيانات صريح رهبر انقلاب | |
|
ادعاي هاشمي رفسنجاني در مورد شنيدن نکات دردمندانه اي از رهبر انقلاب در مورد اجراي اصل 44 قانون اساسي در حالي بيان مي شود که اين ادعا در تناقض با صريح بيانات ايشان مي باشد. به گزارش رجانيوز، هاشمي رفسنجاني که در همايش سياست هاي اصل 44 از دولت به دليل عملکرد کند در اجراي اصل 44 قانون اساسي انتقاد نمود، در بخش ديگري از سخنان خود مدعي شد: "وقتي از مقام معظم رهبري اجازه گرفتيم که سياستهاي کلي اصل 44 را بنويسيم، ارزيابي ما از اين اتفاق، يک انقلاب اقتصادي بود. خوشبختانه اين جمله را چند روز پيش از زبان مقام معظم رهبري شنيديد. ايشان در جلسهاي که چند روز پيش داشتيم، نکاتي دردمندانه گفتند که اگر خودشان صلاح دانستند آن را با مردم در ميان بگذارند تا مردم بدانند که رهبرشان در اين زمينه، چه دغدغههايي دارند." اين درحاليست که در ديدار سال جاري رهبر انقلاب با دانشجويان نمونه و نمايندگان تشکلهاى مختلف دانشجويى، ايشان در مقابل اظهارات يکي از حاضرين که در اظهاراتي مشابه سخنان اخير هاشمي، دولت را متهم به "انجام ندادن هيچ اقدام عملياتي در راستاي اجراي اصل 44" نموده بود، تأکيد فرمودند: "دو، سه تا نکته در خلال اظهارات شماها بود که لازم است من اينها را عرض بکنم؛ يعنى واقعاً لازمهى دفاع از انصاف هست که اين را بگوييم. اين که گفته شود در مبارزهى با فساد يا اجراى اصل چهلوچهار هيچ کارى انجام نگرفته، نه؛ اين طورى نيست. کارهاى زيادى انجام گرفته و دارد انجام ميگيرد. من به آنچه که انجام گرفته، قانع نيستم، از مسئولان بالاى کشور مرتب سؤال ميکنم و از آنها ميخواهم و مطالبه ميکنم. ليکن اين به معناى آن نيست که آنها در اين جهت حرکت نميکنند، نه؛ واقعاً کار دارد انجام ميگيرد و پيشرفتهاى خوبى هم داشتهاند؛ بخصوص در اين يک سال اخير، واقعاً کارهاى خوبى انجام گرفته است. البته شما بخواهيد؛ شما نگوييد کارى انجام نگرفته، اما جداً بخواهيد و مطالبه کنيد؛ اين، آن چيزى است که ما مايليم." رهبر انقلاب بارها به اين نکته اشاره فرموده اند که رهبري حرف درگوشي با مردم ندارد و با وجود بيانات صريح فوق، انتساب ادعاهاي مشکوک، گامي خطرناک براي القاء شکاف موهومي ميان دولت و رهبري است. گفتني است رئيس جمهور در برنامه گفتگوي ويژه خبري شبکه دو با کنايه به ادعاهاي مطرح شده در همايش اصل 44 گفت: "اجراي اين سياستها زمان ميبرد، خم رنگرزي نيست." همچنين سخنگوي دولت در جلسه هفتگي خود با خبرنگاران با اشاره به اظهارات مطرح شده در همايش اخير اصل 44 قانون اساسي مبني بر اينکه روند کار دولت در ارتباط با اين اصل کند بوده و همچنين اظهارات برخي کارشناسان که معتقدند لايحهي بودجهي سال 86 در راستاي اصل 44 قانون اساسي نيست، گفت: دولت براي اجرايي کردن اصل 44 قانون اساسي تلاشهاي مستمر و پيگيري داشته و در اين ارتباط به صورت مستمر برنامهريزيهايي را انجام داده است. در ديداري که رياست محترم جمهور با مقام معظم رهبري داشتهاند گزارشهايي از فعاليتهاي دولت در اين ارتباط ارائه شده و ارائهي اين گزارشها ادامه خواهد داشت. دولت به دغدغهي مقام معظم رهبري در تحقق اين امر اهتمام ويژهاي دارد. | |
|
ترساندن مردم، همسويي با آمريکايي ها است | |
|
سه شنبه شب هفته جاري، دکتر احمدي نژاد در برنامه گفتگوي ويژه خبري ، ضمن رد بزرگنميي تهديدات دشمن گفت: نگران آينده کشور نيستم. در اين زمينه خانم فاطمه آجرلو نماينده مردم کرج در مجلس شوراي اسلامي به رجانيوز گفت: سخنان دکتر احمدي نژاد ، آن چيزي بود که مردم تشنه اش بودند. اين نماينده اصولگراي مجلس هفتم افزود: دکتر احمدي نژاد مشکلات کشور را صادقانه با مردم مطرح کرد و اين همان مسئله بود که خلاء آن در دو دوره قبل رياست جمهوري احساس مي شد. وي با تاکيد بر شهادت طلبي و عاشورايي بودن مردم ايران، خاطر نشان کرد: عده اي امروز با مطرح کردن تهديدات سعي در ايجاد رعب و وحشت دارند ولي واقعيت اين است که ما امروز در آسايش و آرامش براي پيشرفت و اقتدار کشورمان تلاش مي کنيم و شاهد خواهيم بود که انقلاب ما جهاني مي شود. دکتر محمد حسن قديري ابيانه ، کارشناس مسائل سياسي هم به خبرنگار رجانيوز گفت: عده اي سعي دارند با بزرگنمايي تهديدات و ترساندن مردم، دولت را به عقب نشيني در برابر دشمن وادار کنند. وي افزود: اين عده يا به دليل بزدل بودن و يا به خاطر ماموريتي که از دشمن گرفته اند، تهديدات را بزرگ جلوه مي دهند. قديري ضمن متفاوت دانستن تحليل هاي کارشناسانه با ايجاد رعب و وحشت گفت: ترساندن مردم از حمله آمريکا همسويي با آمريکايي ها است. اين کارشناس مسائل استراتژيک افزود: البته مردم آماده مقابله با هرگونه تجاوز دشمن هستند و از هيچ تهديدي واهمه ندارند. همچنين حجت الاسلام و المسلمين قاسم روانبخش ، سردبير هفته نامه پرتو در گفتگو با خبرنگار رجانيوز، با تقبيح ايجاد رعب و وحشت در مردم گفت: کساني که به هر نحو مي خواهند در دل مردم وحشت ايجاد کنند، دانسته يا ندانسته سربازان دشمن در جنگ رواني عليه مردم ايران هستند. عضو هيات علمي موسسه امام خميني افزود: اگر کسي الفباي سياست را بداند، اين گونه سعي در ترساندن مردم نمي کند. عضو شوراي شهر قم همچنين ضمن تجليل از اعتماد به نفس دکتر احمدي نژاد در مقابل حجم گسترده جنجال هاي رسانه اي اظهار داشت: احمدي نژاد در گفتگوي ويژه خبري با ارائه آمار و ارقام دقيق بر ادعاي غير کارشناسي بودن عملکرد دولت مهر بطلان زد.
| |
بازديد ديروز: 41
کل بازديد :12613
بهمن 85 [7]
نیمه اول اسفند 85 [16]
نیمه دوم اسفند 85 [9]
فروردین 86 یک [7]
فروردین 86 دو [8]
فروردین سه [10]
فروردین 4 [8]
اردیبهشت 1 [9]
اردیبهشت 2 [13]
اردیبهشت 3 [9]
اردیبهشت 4 [8]
خرداد 86 [58]
تیر 86 [40]
مرداد 86 [25]
شهریور 86 [28]
مهر 86 [16]
آبان 86 [6]
آذر 86 [10]
دي 86 [8]
بهمن 86 [11]
اسفند 86 [12]
فروردين 87 [9]
ارديبهشت 87 [12]
خرداد 87 [8]
نهج البلاغه
صحيفه سجاديه
مفاتيح الجنان
سايت دفتر مقام معظم رهبري
سايت شخصي دکتر محمود احمدي نژاد
نشر آثار امام خميني(ره)
دفتر نشر
مرکز اسناد
مجلس
قوه قضائيه
پرتو سخن
هم انديشي
یزد فردا
ايستگاه
خبرگزاریها
فارس یزد
آويني
لينکستان آويني
اوقات شرعي
کتب شهيد مطهري
عرفان
الشيعه
معارف قرآنی
تبيان
رياست جمهوري
باني تک
سايت بندگي
سايت علامه مصباح يزدي
شبکه آموزش
تصوير مستقيم کربلا
بازتاب برنا
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
فطرس
رشد
عطف
پايگاه ملي علوم زمين کشور
پايگاه اصلاع رساني قوه مجريه
بصيرت
باقر نيوز
حوزه
راديو اينترنتي دولت
روزنامه ها
گوگل
کتابنماي جهاني
تبيان
فهرست کتب علامه مصباح يزدي
خبرگزاري جمهوري اسلامي
قبس
پرسمان
رويت مشخصات دامنه ها
ايرنا يزد
شوراي نگهبان
وب سايت شير زن ايراني
پايگاه خبري تحليلي سپهر
ارزش نيوز
نام: | |
ايميل: | |


















